نوزدهم ماه مبارك رمضان سال1387 مشاهده در قالب PDF  Array چاپ Array
یکشنبه, 17 اردیبهشت 1391 ساعت 07:51

1387

ترك001

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حاج منصور ارضي

هر شب خانۀ یکی می رفتی ، این دخترت از همه فهمیم تره ، عالمۀ غیر معلّمه است ، این چه کارهایی می کنی آقا هی می ری تو حیات نیگا به آسمون می کنی گریه می کنی خون به دل ما کردی ، یک دقیقه بنشین ببینمت من که عاقبت میام عاقبت تو این کوفه مگه خودت نگفتی من که میام ، بشین ببینم چیه  ، واسه ما بگو : حالا نماز خونده ، مدتی گذشته حالا می خواد افطار کنه ، سفره رو پهن کرده ، پیرمرد اگر پای سفره تون اومده یه چیزهای آبکی ، شیری ، نیگا کرد گفت با محبت ( من قبول نمی کنم با غضب  ،یک بار امیرالمؤمنین با غضب به زینب با غضب حرف زده باشد ). گفت : دختر جونم کی دیدی بابات سر سفره ای باشه دو تا غذا باشه ، دختر عالمة غیر معلّمه است ، نمک و نان جو را برداشت  ،مچ دستشو گرفت ، گفت ، عزیزم به جان بابا ، این شیر رو بردار

به بی بی بگو ، خانم من راه گم کردم ، خونه ات و بلدم کوچه پس کوچه رفتم راه گم کردم یک تجلی نور بزن می بینیم  ،یا می خواهی یک کاری کن حسینتو برسون  ، ما راه رو به سمت علی گم کردیم . ما گناه می کنیم با ثواب ما گناه می کنیم با گریۀ حسین ما عاشق توایم عاشق حسینیم

زینب هم غذا نخورد . سفره رو جمع کرد ، اونم دیگه گشنه براش مهم نیست باباشه ، بابا وقتی این یه لقمه غذا رو خورد چند لحظه خوابید و بلند شد وشروع کرد به نماز خواندن و دعا کردن هی دیدم می گه انا لله و انا اليه راجعون گفتم بابا چه خبره گفت کی میشه این محاسن من با خون سرم خضاب بشه ، خیلی حرف از جدائی می زنی بابا ، بابا دخترتو کشتی ، از صبح تا نزدیک افطار خوشحال بودم امشب خونم میای ازت پذیرایی می کنم ای روزگار  ، زینب زینب

ترك002

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حاج ممود كريمي

 

بی انتهایی و بی ابتدا       شبیه پیمبر شبیه خدا       تو بالاترین نقطۀ برتری    معما ترین نقطۀ زیر باء

مقربترین جلوۀ لم یلد       ولم یولد آیه های خدا       تو آن سمت دروازۀ باوری      همان جا که می خوانمش ناکجا

مرا آن طرفها اگر راه نیست      شما لااقل این طرفها بیا

فرمود اباذر بین بنده و خدا حجابی است ، اون حجاب خود علی ، هر کس انکارش کنه ، مشرک ، مشرک بر علی رو روز قیامت می آرن ، سیصد تا فرشته عذاب می گیرنش از پا آویزونش می کنن چشما کور ، گوشها کر  ، زبون لال  ، هیچ حق دفاعی از خودش نداره ، هی می گه غلط کردم ، تو دلش  ، اما نمی تونه ، عرض اندام و حرف دفاعی ، می گیرنش این سیصد تا ملک با غضب به دل آتش می کوبنش ، اباذر گفت : آقا جان دلم خنک شد باز هم بگو آرام بشم . فرمود اباذر شب بود اول سیر به معراج بود جبرائیل آمد . براق رو برامن آورد ، تنها جنبنده ای که فرمودند اگر هزار سال یک مسیر روبری براق در یک چشم به هم زدن می ره سوار بر براق شدم آسمان اول رسیدم ، آخ دلهای عاشق نجف ، آسمان اول ایستادم  ،ملائکه دورم و گرفتن عرض کردند یا رسول الله نماز بخونید ما هم با شما نماز بخونیم هفتاد صف از فرشته ها پشت سر من ایستادن  ،صف از مغرب تا مشرق عددش و فقط خدا می دونست نماز تمام شد ریختن دور من گفتن آقا به علی سلام برسون گفتم شما حقیقت وجودی ما را می شناسید  ، عرض کردند آری یا رسول الله خدا شما رو از نور خودش خلق کرد . از شبهی از نور خودش ، ما را از انوار دیگر ، رد می شدیم از عرش ، از ازل می دیدیم شما دارید تقدیس و تهلیل و تکبیر می گید . آسمان دوم ملائکه ریختن دورم سؤال کردم ، سؤال کردم آیا به حقیقت ما آگاه هستید ، همه گفتند آری شما اول خلق شدید ، بعد علی  ،خلق شد هر کی می خواد به در خونۀ خدا بره باید با علی بره ، عرض ادب هاشون و کردن وقتی می خواستم برم گفتم آقا رفتی ، سلام ما رو به علی برسون حدیث طولانی  ،روایت طولانی ، تا رسیدم به آسمان ششم  ،هفتم ، دیدم همه دورم ریختن ملائکه گفتند سپاس خدا را که به وعده اش عمل کرد ، کدوم وعده عرض کردند یا رسول الله خدا وقتی شما رو خلق کرد ما همه گفتیم کاش می شد ما پیغمبر رو ببینیم به وعده اش عمل کرد . اما هنوز حسرت دیدن علی رو دلمونه ، خدا اشتیاق ما رو به علی دید ، فرشته ای از جنس طلا ودر و مروارید به شکل مولا ساخت در یک مروارید بزرگ که از تو بیرون معلمومه از بیرون داخل معلومه ، همه میومدن این مروارید در آسمان معلق به امر خدا ، هر کی دلش برا علی تنگ میشه ، فوج فوج میان دور این فرشته طواف می کنن . سلام ما رو به علی برسان فرشته ها برا دیدندش بال بال می زنن ،خیلی دوست داری آقا رو ببینی ؟ می بینی فرمود : فَمَن یَمت یَرَنیِ هر کسی از دنیا میره منو می بینه همه با حسرت می میرن با حسرت می ميرن اما کسی نشناخت علی رو ، بگم برات یه چیزی حرف ذوق بود قشنگ بود این حسین که اینقدر خودتو براش می زنی این حسینی که کنار آب تشنه با زن و بچه اسیر شدن ، تیر ،نیزه  ، برادر ، خواهر ، شیرخواره ، مشک ، جوشن ، خون ، نیزه  ، خیمه ، آتش ،‌ گوشواره ، اسارت ، طعنه  ، زخم زبان ، سنگ زدن ، دشنام . این همه گریه می کنی فرمود : چرا با من این طوری می کنین گفتند فقط به خاطر این که بابات علیِ

چه روضه ای شد ، حرفم تو مولاست . آی برگرد

اینقدر یتیما رو دوست داشت ، چقدر سفره های خالی هست ؟ ببینید چقدر هست هی کسی پدرش از دنیا میره مستقیم میره زیر چتر امیرالمؤمنین ، پدر ایتام عالم تا روز قیامت ، اگر به یک بچه یتیم احترام می کنی کار امیرالمؤمنین را داری انجام می دی پیرو راه او شدی ببین چقدر سفره خالی هست خواب نداشت

مرا آن طرفها اگر راه نیست       شما لااقل این طرفها بیا

تو آن خواهش سبز سجاده ای      همان التماس شب انبیاء

تویی مقصد اول و آخرم        مناجات شبهای غارحرا

بيا پر و بال کروبیان       مناجات شبهای غارحرا

بزن بیل خود بر سر این زمین      بزن تا که باشم درخت شما

من از آب چاه شما خورده ام         که حالا شدم تشنۀ کربلا

خدای کرم سایۀ ناشناس        در این کوچه های بدون صدا

چنان مخلصانه کرم می کنی       که حتی نمی ماندت ردّ پا

تو یعنی همان شاه شهر مني      که داری قدم می زنی با گدا

در این سینۀ شب کجا می روی       کجا می روی دور از چشم ما

به سمت مناجات و سجاده ات      اگر می روی التماس دعا

تو باران تریني و ما خشکسال       رسیده تریني و ما کال کال

تو مانند آبی ولی آبتر      تو مثل طلائی ولی ناب تر

مسیحای سبز یتیمان توئی      محاسن سفید کریمان توئی

تو با مردمی مردمی نیستی       تو نان جوئی گندمی نیستی

تو دیگر برای من عادت شدی     هزار و دو رکعت عبادت شدی

 

و شصت و سه دفعه بهارم شدی      نهالت شدم باغدارم شدی

همیشه در خانه ات باز بود     تنورت همیشه نمک ساز بود

تو بودی که شبها سحر داشتند      یتیمان کوفه پدر داشتند

تو از نوری و آفتابی علی      سلام بدون جوابی علی

 

نگاهت شبی خواب راحت نکرد        و یک شب لبت استراحت نکرد

تو رفتی و حالا در این روزها     ورق می زنم خاطرات تو را

همان روزهائی که تنها شدی      شکسته ترین مرد دنیا شدی

همان روزهایی که یک مرد پست     غرور تو را با طنابی شکست

همان جا تو را خونجگر کرده اند      غرور تو را با طنابی شکست

همان جا دل مهربانت شکست         همان روزها استخوانت شکست

سرسفرۀ افطار نشست دختر کوچکترش دختر کوچکتر بابا براش یه حساب دیگه ای باز می کنه دلش می خواد اصلاً ناراحت نشه هر وقت میره با خنده می ره امشب که درو باز کرد رو بابا رو دید با بابا یه لبخندی اومد تا لبخند بابا رو دید دلش پاره پاره شد . خوبی عزیزم من نمی دونم ، گمون نکنم ، علی خانواده دوسته من نمی دونم جائی ندیدم شاید ام البنین هم باهاش بوده اما فرض کن بوده سر سفره نشست نمازش خوند ، سر سفره نشست دختر یک سفرۀ رنگینی برا علی چید ای روزگار همچین که سفره رو باز کرد ، یک قرص نون جو آورد دو تا ظرف آورد تو یکی اش نمک و تو یکی شیر گذاشت جلو بابا ، با احترام علی یک نیگا کرد عزیزم کی دیدی من با دو غذا افطار کنم ، گفت پس نمک و بر می دارم ، هر شب نمک میخوری فرمود نمک و بذار باشه شیر و بردار ببر گفت ببین حالا یک شب اومدی خونۀ ما ببین چی کار می کنی با دل ما ، ببین حالا یه افطار اومدی خونۀ من بذار شیر باشه نمک و ببرم نه عزیزم بذار نمک باشه حرف بابت و گوش کن فدات بشم عزیزم دستت درد نکنه دخترم تو زحمت کشیدی کاری نکردم ، افطارش و کرد  ، آقاجان از اون ته مونده نون یک خورده امشب بده به ما از اون نمک خونۀ دخترت یک خورده به ما بده ، تا نیمه شب هی رفت بیرون به آسمان نگاه کرد هی صدا زد انا لله هی صدا می زد

فاطمه جان دلم برای دیدنت پر می زنه ، برا دیدنت پر می زنه

فاطمه جان الان تقریباً سی سال شبها به یاد غمت دق می کنم برای تو هق هق می کنم

من نمی دونم اینجا به ام کلثوم سخت تر گذشت که هی بابا می اومد بیرون حجره به آسمون نگاه می کرد ، یا اون شبی که خواهر اومد دید برادر داره شمشیر تیز می کنه هی صدا می زنه

یادهر اف لک من خلیل         کم لک بالاشراق والاصیل

زینب شروع کرد لطمه زدن هی صدا زد حسین این حرفا چیه می زنی جگرم پاره پاره شد معنی حرفا رو زمانی دریافت که اومد بالای تل ایستاد دید دست و شمشیر و نیزه و سنگ بالا پائین میره  .ای حسین

آنکه امشب در تب وصل خداست      سفره دار مردمان بینواست

آنکه گوید راز دل را با زمین      نیست مردی جز امیرالمؤمنین

پر شده گوش تمامی فلک      از صدای لطمۀ خیل ملک

مرد می آید بسوی سجده گاه      ماه می گوید که بربندید راه

در میان کوچه بال جبرئیل      بسته راه رفتن پیر دلیل

جبرئیل اومد سر راهش و گرفت همه اومدن گفتن نرو امشب

 

کی خدای بیت اله راه بیت گیر       دست ما بر دامن پاکت امیر

عالمی را غرق در ماتم نکن       سایه ات را از سر ما کم نکن

یا به تنهائی مرو مولای من      یا کسی بفرست دنبال حسن

دست هستی شد گره بر دامنش       بادها بستند راه رفتنش

نوح آمد با تمام انبیاء      رتضی در ازدحام انبیاء

هر یک از خیل رسل تا می رسید       آستینش یا عبایش می کشید

 

ماه پیش پایش صد چاک اوفتاد       عشق پاره پاره بر خاک اوفتاد

می روی از عشق هم دل می بری      باید از نعش من اول بگذری

کاش از مشرق نیاید آفتاب       تا نبیند کس غروب بوتراب

تا عبای خویش را بالا گرفت        دامنش از دامن دریا گرفت

 

همه جلو راهش و گرفتن انبیاء ولی می خواد بره علی دیگه کسی نمی تونه جلوش و بگیره

در میان کوچه کوچه باز شد         نوحه خوانی فلک آغاز شد

خوش خرام و خوش قدم خاموش رفت     هر کسی در پیش پاش از هوش رفت

آنکه راه خویش را وا می کند      زیر لب آرام نجوا می کند

کی دل غمدیده ام آرام گیر     ساعتی دیگر زبان در کام گیر

تا که چشم خویش را بر هم زنی      تا لقاء الله همراه منی

صبر جائز نیست وقت رفتن است      خسته ام دیگر زمان خفتن است

 

نفس علی ز فراتها محبوسه         یا لیتها خرجت مع الزفرات

 

زندگی بی یار طولانی شده     آسمان سینه طوفانی شده

دود بود و دود بود و دود بود      گل میان آتش نمرود بود

همچین که شمشیر پائین اومد آقا رو بلند کردن از درد این خاکهای روی زمین و مشت می کرد کنار آوردن صدا زدن حسن جان من از جان خودم نمی ترسم بابا چرا این طور گریه می کنی بابا من از جان تو می ترسم آرام گریه کن فرمود : حسن جان نماز بخون ، بدن و کنار محراب گذاشتن امام حسن ایستاد الله اکبر بدن سرشکسته کنار محراب نمازش رو خوند بلند شدن این بدن و بین یک عبا گذاشتن عین علی اکبر اصحاب اومدن چهار طرف عبا رو گرفتن وسط راه گفت زیر بغلم را بگیرید خودم راه بیام آقا حالتون خوب نیست نه باید خودم راه بیام تا دم در خونه که رسید ، دست به چارچوب در گذاشت، فرمود زیر بغلم و رها کنید حالا در بزنید آقا چه خبره این کارها چیه آقا جان شما ضعیف شدید جون ندارید راه برید فرمود اگر زینبم من و این طوری ببینه طاقت نداره . چی کار کنم دلم امشب کربلائیه ، امون از دل خواهری که نگاه کرد

ناله ها تا به ثریا می رفت        خیزران بود که بالا می رفت

ترك003

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حاج ابوالفضل بختياري

 

میان اشک و آه به شبهای چاهها       ای وسعت غریبی تو تا به ناکجا

هم بازی صمیمی هر کودک یتیم      کیسه بدوش کوچۀ این شهر بی وفا

تو دیده ای ز دست ستم کینه و جفا     اندازۀ تمامی خاک و سنگریزه ها

از صحنه ای همیشه دلت رنج می برد       مثل کسیكه پیش همه خورده پشت پا

یکجا تو را شکسته کسی شک نمی کنم      در لا به لای شعله ای یا به کوچه ها

 

سی و اندی سال گذشته تو یکی از جنگها سردارهای سپاه و صدا زد  علی گفت همه برید خضاب کنید نمی خوام دشمن فکر کند با یک مشت پیر مرد داره می جنگه یکی جرأت کرد جرأت به خودش داد سؤال کرد آقاجان دستور دادید خودتون چرا خضاب نمی کنید ، دید اشک گوشۀ چشمای علی جمع شد  فرمود آخه من هنوز داغدارم من هنوز عزادار فاطمه ام اما سحر امشب دیگه این محاسن خضاب شد

یک سلام از زبان امام زمان بریم کربلا حرف از محاسن خضاب شده زدی از زیارت ناحیۀ مقدسه از سلامی که آقا داده السلام علی الشیب الخضیب سلام بر اون آقائی تو خون خودش غلطیده بود محاسنش از خون سرش خضاب شده بود آه حسین

ترك004

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حاج محمد طاهري

شب آخر ، با چشم تر ، منتظر نشسته حیدر

یک لحظه دلت رو اینجا نگه دار سریع تا هر روضه ای می خونن این کبوتر دست رو پرواز بده ، می خواهیم بریم در خونۀ امیر المؤمنین سینه بزنیم بعد قرآن سر بگیریم ، اول در خونۀ قران ناطق که یه موقع اشتباهی ما رو نبرن با همین قرآن می برن ما رو از در خونۀ مولا دورمون می کنن  ،به جائی می رسه که اومدن قرآنها رو سرنیزه زدند ریختند تو چادر مولا گفتند ما با قرآن جنگ نمی کنیم ، مالک یک قدمی چادر معاویه ملعون بود ، خدا لعنت کنه خوارج رو بدترین ظلم رو اینها به مولا کردن ، شمشیر گذاشتن گردن مولا تو سپاه مولا ، بعد می گی چرا امام مجتبی رفت صلح کرد اینها شاگرداش بودن این طوری کردن با امیرالمؤنین ، شمشیر گذاشتند یا می گی مالک برگرده یا گردنت و می زنیم مولا دستور داد بگین برگرده مالک یه قدمی چادر معاویه بود ، گفتن اینها قرآن رو بر نیزه کردن ، ما با قرآن بجنگیم ، آقا فرمود حقیقت قرآن منم ، چقدر و از این حقیقت جدا کردند دور کردند خیلی

شب آخر ، با چش تر ، منتظر نشسته حیدر      کنار سفرۀ افطار ،می خونه برای دختر

چی داره می خونه ، وقتی اعتراض کرد بابا جان چرا این طوری می کنی ، تو خونۀ من بعد از مدتها تو خونۀ ام کلثوم اومدی مهمان من شدی بابا هی می بینم میای تو صحن خانه هی دست به محاسنت می کشی هی می گی انا لله و انا الیه راجعون ، دختر بابائیه طاقت نداره ببینه بابا این طوری داره می کنه ، پریشونه ، گفت بذار برات بگم بابا جون:

به دلم خبر رسیده ، عمر من به سر رسیده      برای دیدن زهرا ، لحظۀ سفر رسیده

فاطمه جان فاطمه جان فاطمه جان فاطمه جان

 

زار و مضطر دل دختر می زنه توسینه پرپر       می بینه باباش می خونه تو حیاط اشهد آخر

همه مرغابیا محزون حلقۀ در شده دلخون      همگی می گن علي جان مرو از این خونه بیرون

آروم آروم مرد مظلوم بابای زینب و کلثوم        آخرین اذون و می گه با صدای پاک و معصوم

می خونه الله اکبر  ،کوفه ای دیار خنجر      دیگه راحت می شید امشب از صدا اذون حیدر

راز دل خود به چاه هر شب می گفت      تا وقت سحر هزار مطلب می گفت

شد چاه پر از آه علی از بسکه        تا صبح امان از دل زینب می گفت

تیغ امشب به پذیرائی سر می آید       قصۀ غصۀ یک مرد به سر می آید

تیغ می آید و در حاشیۀ آن عکسِ       ضربه ای هست که بر سینه در می آید

آن صبح که وعده داده بود آمده است       شمشیر به فرق او فرود آمده است

اي واي برای بستن زخم علی       از عرش زنی چهره کبود آمده است

اي واي برای بستن زخم علی زینب تو خونه نشسته یک وقت دید منادی بین زمین و آسمان داره ندا می ده الا یا اهل العالم قد قتل المرتضی ، اگه بعضی ها گفتن حسین و صدا زند نه اشتباه است مگه میشه امام حسن و امام حسین باشن و دنبال بابا تو مسجد نباشن ، خانم تو خونه تنها نشسته ، آه زیر بغلهای بابا رو گرفتن خون از سر و روی علی داره می ریزه ، شیرمردی که هیچ موقع از پا ننشست ، دیگه توان نداره ، اگه حسنین زیر بغلهاشو نگیرن نمی تونه رو پا بایسته ، تا جلو خونۀ زینب اومد ، فرمود زیربغلهامو رها کنید می خوام با پاهای خودم وارد بشم ، بابا حال شما مساعد نیست ، فرمود نه نمی خوام زینب منو با این حال ببینه ، دخترم طاقت نداره می خوای بگی علی جان مراعات حال زینب و می کردی فرمودی طاقت نداره منو با این حال ببینه ، مادرش زهرا هم مراعات میکرد . می فرمود علی می خوای گریه کنی گریه کن اما جلو چشم زینب گریه نکن دخترم نمی تونه ببینه ، داداش حسنشم هم پاره های جگر داخل تشت بود تا صدا پاهای زینب اومد فرمود ببرید زینب نبینه. می خوام بگم کجا بودید کربلا اون لحظه ای که اومد رو تل زینبیه نگاه کردوالشمر جالس علی صدره

ترك005

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حاج ابوالفضل بختياري

یتیمی دردیه درمونی نداره       دل که بی دلبره سامونی نداره

پر شد از عطر دعا از آه شیر خدا        کوچه کوچه های کوفه

مجنون و منتظره آماده سفره       مرد آشنای کوفه

زينب غم گرفته از امشب خدایا       زنده شد دوباره غم داغ زهرا

یا مولا یا حیدر

خواب چشمای سحر گشته پریشون        محراب و مسجد و منبر شده پر خون

حیدر و تاب و تبش ذکرزهرا رو لبش       راحت شد زدست غمها

غرق خون سرشه سجده آخرشه      داره می ره سوی زهرا

بانگ قد قتل از ملائک رسیده        ناله می زنه ا زجنان یک شهیده

یا مولا یا حیدر

عمریه هم سفر شیشه و سنگه        قاتلش خاطرۀ کوچۀ تنگه

یاد اون روی کبود ، یاد بازوی کبود       یاسی که به خون نشسته

یاد دیوار و دره یاد مرگ پسره      یاد پهلوی شکسته

راحت شد ز داغ و ز درد جدایی        ناله دارد امشب که زهرا کجائی

یا مولا یا حیدر

ترك006

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حاج محمد طاهري

آی آسمان خون گریه کن کوفه شده دارالعزا       با یاری تیغ اجل حیدر شده حاجت روا

هر طرف شور غم بر می خیزد      از سر مرتضی خون می ریزد

یا علی یا علی مولا مولا

در این شب قدر ای خدا حالی دگر دارد علی       با فرق از هم وا شده قرآن به سر دارد علی

بر سر زانويش لرزه دارد      هر قدم بر زمین گل می کارد

یا علی یا علی مولا مولا

در هر نفس با آه خود آتش به سینه می زند       با زخم بین ابرویش حرف از مدینه می زند

می رسد بوی غم از نجوایش       روضه ی فاطمه بر لبهایش

یا علی یا علی مولا مولا

 

ترك007

نوزدهم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

بانگ روح الامین رسد به عرش خدا        کشته شد اهل عالم علی مرتضی

شد به ماه خدا  فرقش از کین دو تا     فغان و واویلا زین ماتم عظمی

نقطۀ باء بسم الله قرآن علیست     همسر فاطمه مظهر یزدان علیست

کشته شد از جفا بن عم مصطفی       فغان و واویلا زین ماتم عظمی

بانگ...

وارث علم پیغمبر خاتم علیست     هادی و رهنما بر همه عالم علیست

آن امام مبین شافع المذنبين        فغان و واویلا زین ماتم عظمی

 

ترك008

نوزدهم ماه مبارك رمضان

لا سیف الا ذوالفقار حیدر شاه با وقار       علی ولی الله حیدر یا حیدر یا حیدر

از عشق تو دل دیوونه پر می گیره       بدون تو عاشقت آقا زود می میره

علی مدد بخدا ذکر جنونم      عشق علی از روز ازل تو خونم

ولایتش به خدا اصل اصول دین       علی علی ذکر قنوت روح الامین

آي عاشقا دل خرابم به شور و شينه       حاجت من زيارت بين الحرمينه

آسمون با کهکشون گم شده توي چشاش       کاشکی دست جمع بیایم دیدن ایوان طلایش

دلم با مهر مرتضي مست و جلیه       ذکر همه دیوونه ها علی علیه

به روی قلبم نوشته مادر      هر جا به مشکل می خوری بگو یا حیدر

یا حیدر یا حیدر

دل دیوونۀ ما شده دیوونۀ تو        عمریه مِی خورم توی میخونۀ تو

توی دفتر دلم خدا عکست و کشید       به خدا دیونه شد هر کسی چشاتو دید

کور بشه چشم دشمن پستت       اختیار زندگیم و دادم به دستت

یا حیدر یا حید

دو تا گنبد طلا تو دیار کربلا       از تو بین الحرمین رفته تا عرش خدا

گنبد ارباب حسین قبله گاه عالمین      حرم ساقی عشق کاشف الکرب حسین

دلم به یاد کربلا داره بهونه       هوای کربلات منو کرده دیوونه

دوباره این دل من بهونه گیره      اگه نیاد به کربلات دلم می میره

ثار الله ثار الله

همه عالم یه طرف حسین زهرا یه طرف      همه هستیم یه طرف یوسف زهرا یه طرف

تو خونت یوسف مصری بَرده      هر یلی پیشت کمر خم کرده

توئی که ارمنیا مريدتن      هر کی منکرت بشه نامرده

یا ثار الله و ابن ثاره

 

ترك009

نوزدهم ماه مبارك رمضان

الان درست سی ساله که      با اشک و گریه و نوا

می گم الهی بشکنه       دست مغیره ای خدا

الان درست سی ساله که       از سرپا افتاده ام

هنوز نرفته از گوشم       صدای تابوت ساختنم

سی ساله زهرا در تب و تابم       محسن همیشه می یاد به خوابم

سی ساله زهرا کسی ندارم        سر رو چادر خاکیت می ذارم

علی غریبه

الان درست سی ساله که دل گله داره       از اوج غربتم بگم لعن علي صله داره

الان درست سی ساله که از دروديوار مي خونم       از دست بسته و از اون پهلو و مسمار می خونم

سی ساله زهرا دل طعنه گیره      همه می گن کی علی می میره

سی ساله زهرا علی غریبه        سلام مردم خیلی عجیبه

علی غریبه

الان درست سی ساله که         بهم می گی با اشک و غم

شرمنده ام آخر علی      پیر نشدیم به پای هم

سی ساله كه می گذره از       روزی که در از هم گسست

صدا اومد آی کمرم       انگاری که پهلوت شکست

سی ساله زهرا یارم یه چاهه       می گن سلام به علی گناهه

سی ساله زهرا طعنه شنیدم       خواب غلاف و مغیره دیدم

علی غریبه

الان درست سی ساله که       الف قدّم دال شده

خصم علی فتوا داده       خون علی حلال شده

سی ساله که یادم نرفت      دومی نامرد و پست

میون کوچه اومد و        دستش رو صورتت نشست

سی ساله زهرا دل در عذابه      هنوز رو دستم رد طنابه

سی ساله زهرا دنیام خرابه       زندگی کردن برام عذابه

علی غریبه

ترك010

نوزدهم ماه مبارك رمضان

شعارم حیدر امیرالمؤمنین

شیرویل خیبر منم صف شکن داور منم       بدونید ای اهل عالم شیر خدا حیدر منم

تمام کوثر مستمه عشق حسینم هستمه     برگ برات کربلا آي عاشقا دستم

یاعلی مولا یا حیدر

بخوانیدم در شور و شین منم بهای عالمین      زنگ در خانۀ من بود نوای یا حسین

بوي تنم عطر یاس خدا به نامم حساسه      وارث جنگ آوریم امیر سپهبد عباسه

کون و مکان در بندم خود خدا دلبندمه       ذکر مدد یا فاطمه نقش روی سربندمه

قله کوه غیرتم معنی عشق و غیرتم       قسم به نون والقلم رمز ورود جهنم

نگین تاج احمدم شراب ناب سرمدم      غرق صفا شد در جهان تا که به دنیا آمدم

يا علی مولا یا حیدر

 

دلداری سرداری معجز حیدر داری

لشکر فراری گردد تیغ اگر برداری

صاحب تیغ دو سر حيدر بر سرت می نازد

بر دست علم گیر تو مادرت می نازد

حیدر کرببلا عباس یا علي يا عباس

مجنونم ، لیلائی دلبر زهرایی

دلخونم شیدائی قبلۀ دلهائی

همچو علی مرد مردی مرد میدان عمل

چشم خدا حیران کردی از همان روز ازل

حیدر کرببلا عباس یا علي يا عباس

مولائی اربابی تاب دل بی تابی

مسکین را دریابی معنی فتح البابی

عدو هراسان گردد از خشم تو ابالفضل

دریای رحمت خدا چشم تو ابالفضل

حیدر کرببلا عباس یا علي يا عباس

 

ترك011

نوزدهم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

تیر محبت تو را منم نشانه یا علی          گرفته بر زیارتت دلم بهانه یا علی

تو کز عطوفت دلت شیر دهی به قاتلت      دست تهی کجا مرا کنی روانه یاعلي

اسدالله یا علی یا حیدر

داغ تو کرده آتشين هر نفسی که می کشم       شعلۀ آهت از دلم کشد زبانه یا علی

قسم به خون پاک تو به قلب چاک چاک تو       که کشته بارهاتورا تیغ زمانه یا علی

اسدالله یا علی یا حیدر

مرگ تو بود آن زمان که بین خانه دشمنان     زدند همسر تو را به تازیانه یا علی

عمر تو یافت خاتمه در شب دفن فاطمه       بر جگرت ز داغ او مانده نشانه یا علي

اسدالله یا حیدر

 

ترك012

نوزدهم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

     
     

 

خدایا دل من پر از سوز و آهه      چه گویم سر شه ز غربت به چاهه

به گوش دل من ندائی رسیده    که مولا روانه سوی قتلگاهه

شب غربت و غم شب اضطرابه      اذان گوی امشب خود بوترابه

زمان نماز و زمان نیازه      می بینه که قاتل به مسجد به خوابه

سحرگاه کوفه غروب امیره       دلم از سر شب بهونه می گیره

می خونه به حال غم و بی قراری      الهی که حیدر به مسجد نمیره

چو شمشیر دشمن به فرقش نشیند      خودش را کنار نگارش نبینه

قسم بر علی و به زخم سر او       الهی که زینب پدر را نبیند

سرشیر حق شد شکسته ز کینه       کسی داغ بابا به عالم نبینه

چو زینب بدیده عدو گشته خندان      شده زنده یاد عدوی مدینه

شده ذکرزینب مرو از بر من      که بودی امیدم پس از مادر من

به هنگام رفتن به من گفته زهرا     همه هست بابا توئی دختر من

گذشت این زمان و همین اهل نیرنگ      همین قوم کوفی همین قوم صد رنگ

به جای محبت به اولاد زهرا       نمودند ز کین با حسین علی جنگ

تموم گلان گلستان زهرا      شدند کشته تشنه ز بیداد اعداء

عدوی سیه دل به گودال ماتم      برید از قفا او سر شاه دینم

ترك013

نوزدهم ماه مبارك رمضان

 

 

یا علی در رحمت نور خدا می بینم       لطف حق را ز کجا تا به کجا می بینم

کعبۀ کعبه تویی عشق توئی مروه توئی     چه نیازی به صفا در تو صفا می بینم

یا حیدر یا علی یا حیدر

من نه موسی کلیمم که بگویم ارني      هر طرف می نگرم روی ترا می بینم

تو شرف را به نجف داده ای اي اشرف خلق        من در این شهر شه سبز قبا می بینم

یا حیدر یا علی یا حیدر

ای طبیب دل عشاق علی آیت حق       من در این خطه به هر درد دوا می بینم

وصف جنات شنیدم که تماشائی هست     من در این شهر عجب آب و هوا می بینم

من غلام سیه میثم ثمار شدم       در حریم حرمت اهل ولا می بینم

نجف و کرببلا را به خدا فرقی نیست       درنجف هستم و من کرببلا می بینم

یا ثارالله

ترك014

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حاج محمد طاهري

الا و صلي الله علی الباکین علی الحسین

بی تو می میرم حسین      بی تو می میرم حسین

اگه منو رها کنی      کسی برام نمونده

همه درا بسته به روم         غیر در همین خونه

دور حرم دویده ام        صفا و مروه دیده ام

هیچ کجا برای من        کرببلا نمی شود

یا زینب یا زینب

عبدالله دخيلك ابالفضل

ترك015

نوزدهم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

 

علی حبه جنه قسیم النار و الجنه         وصی المصطفی حقاً امام الناس و الجنه

دلم خونه دلم خونه دلم مجنونه مجنونه       براشاه نجف امشب با گریه روضه می خونه

زبون می گیره شاه دل به درد و دوری همسر      چنان حرفهای ناگفته به شیر حق علی حیدر

علی حق الیقینم من امیرالمؤمنینم من        مرا يك خاطره کشته اگر مقتول کینم من

امیرالمؤمنین حیدر

هزاران مرتبه جانم ز تن بیرون شده با من       ز عشق دیدۀ سرخم ز قلبم خون شده عالم

همی خون دلم جاری شد آخر ز تو محرابم       برای دیدن زهرا خدا داند که بی تابم

به خون قلب بشکسته اگر که بنگری یکدم       ببینی رنگ نیلی رامیان قطره های غم

اگر از کوچۀ زهرا گذار نعش من افتد       به تیر دیده بشکافی اگر قلب کبودم را

امیرالمؤمنین حیدر

علی جان جان زهرایت نگاهی کن به قلب ما        بیا و این گدا را کن بلا گردان ثارالله

حسین ارباب بی همتا فدای کربلای تو       همه عالم به قربان صفای کربلای تو

امیرالمؤمنین حیدر

خدا قسمت کند روزی که زوار حرم باشیم       فقیر لطف و احسان شه جود و کرم باشیم

دلم مجنون احساسه دلم مست گل یاسه      ته حرف و بگم این دل از اول وقف عباس

یل دریا دلی عباس به غمها ساحلی عباس        تو درس عشق ثارالله شاگرد اولی عباس

حیدر حیدر

ترك016

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حاج محمود كريمي

ناد علی مظهر العجائب        تجده عونا لک فی النوائب

کل هم و غم سینجلی      بعظمتک یا الله بنبوتک یا محمد

بولایتک یا علی

شب و دشت ستاره از چشم مهتاب داره بارون می باره

خدا دل بی قراره چشمای مولا مث ابر بهاره

صدای ناله زهرا می آد آقا نیا         داره جون به روی دلها می یاد آقا نیا

تو اشک چشاش نور ماهه غریبه ای که توی راهه نفس نفساش نفس آهه

آقام آقام آقام آقام آقام آقام علی

شب و دشت ستاره از چشم مهتاب داره بارون می باره

خدا دل بی قراره چشمای مولا مث ابر بهاره

توي راهي كه از اون مي ره به مسجد  مي وزه بوي بارون     دل كوفه شده خون

از اضطراب کوچه های پریشون

تموم کوچه ها امشب می گن آقا نیا        کبوترها جون بر لب می گن آقا نیا

شب كوچه ها شب سرده    مسافري كه پر درده   باپاي خودش برنمي گرده

آقام آقام اقام آقام آقام اقام علی

دل مسجد تپيده وقتی صدای قدمهاش و شنیده  دیگه وقتش رسیده  این خسته از شب بره پيش سپيده

محراب به ناله افتاده میگه اقا نیا          قرآن توی سجاده می گه آقا نیا

آقامه که دل پریشونه        کسی غمش و نمی دونه    بذارید بره که دلش خونه

آقام آقام اقام آقام آقام اقام علی

جامۀ ماتم شده      بر تن ارض و سما

ناله می زنه روح الامین     قد قتل المرتضی

ای اهل زمین      اهل آسمون

امشب بخدا     آقام و کشتن

پوشیده سر     بی کرونه ها

از خاک عزا     آقام و کشتن

عالم می خونه      وا مصیبتا

روح از بدن     شیعه شد جدا

آقام و کشتن     آقام و کشتن

بی معرفتا     آقام و کشتن

بی مروتا     آقام و کشتن

کعبه می خونه       و ا محمدا

این قوم جفا      آقام و کشتن

خاك مدينه ناله مي زنه وافاطمتاه      آقام و کشتن

 

اما آسمون می دونه کجا آقام و کشتن      می دونه تو اون شهر بی وفا آقام و کشتن

قوم بی حیا       آقام و کشتن

بی معرفتا      آقام و کشتن

هر کس که توی کوچه بود     اون روز و دید و گفت

آقام و کشتن

اززمزمه اشک فاطمه       فضه می شنفت آقام و کشتن

روزی که توي کوچه      خون چکید  آقام و کشتن

زهراش و روی       خاک کوچه دید آقام و کشتن

توی کوچه ها     آقام و کشتن

بین شعله ها      آقام و کشتن

بین خنده ها      آقام و کشتن

تازيونه ها     آقام و کشتن

زیر دست و پا      آقام و کشتن

بین شعله ها      آقام و کشتن

توی کوچه ها     آقام و کشتن

پیش فاطمه     آقام و کشتن

پیش مصطفی     آقام و کشتن

پیش بچه ها     آقام و کشتن

آقام و کشتن       آقام و کشتن

علی علی علی

ترك017

نوزدهم ماه مبارك رمضان

تا آشنا شدم آقا با کربلای تو      نفس کشیده ام همیشه تو روضه های تو

روز و شب این دل تنگم به یاد حرم می گیره       نفس کشیده ام همیشه تو روضه های تو

این دل دیوونه داره می خونه      برای کربلا می میرم خدا می دونه

به یاد شش گوشه ی تو آروم نداره دل       برای دیدن حرم چه بی قراره دل

از چشای بی قرارم شبیه يه ابر پاره       روز و شب از غم دوریت بارون گریه می باره

این سینه بی تابه مست سردابه       اونی که کربلا می بره خود اربابه

این دل دیوونه داره می خونه       برای کربلا می میرم خدا می دونه

زیارت کرببلا اگر که پا بده       می خوام خدا به عشق تو به من بها بده

دل زار من شب و روز می گیره برات بهونه       آرزوش اینه کنار ضریح آقاش بمونه

این دل دیونه داره می خونه      برای کربلا می میرم خدا می دونه

ترك018

نوزدهم ماه مبارك رمضان

حسین غریب مادر

من آشنای ابرم گریۀ چشم بارون      بیا دیگه وقتشه بیا من و بسوزون

گذاشته بودم بال و پرم رو برات        آتیش بزن هستی ام و با شعله های نگات

حسین غریب مادر

مهربون همیشه دنیای بي تو سرابه       کربلا رو ندیدم حالم خیلی خرابه

به هم بزن سکوت و بی تو همش ماتمه     کربلا رو می خوام من در به دري  بسمه

دریا و موج می خوام دلم از اینجا پره      تازگی ها فهمیدم بی تو نونم آجره

حسین غریب مادر

قسم می دم به خاک کف پای ابالفضل      من و بگیر و بگذار به دستای ابالفضل

آهای بهونه ی من بی سر و سامونتم     تا اسم لیلی زنده است همیشه مجنونتم

تو علقمه می ریزم خاکستر بال و پر      به پای خون چشمت وقتی می ری برادر

حسین شعله ی جنون به دلم می زنه      حسین ذکر شب اول قبر منه

حسین مارم بطلب به مولا       حسین قسمت می دم به زهرا

کربلا دیگه خسته شدم من از این زمونه      کربلا بگو کی می رسم من به قتلگاهت

کربلا از اون روزی که قلبم هواتو کرده      کربلا ببین دوری تو با دلم چه کرده

کربلا مگه عشق تو داشتن جرم وگناهه ؟       کربلا جوونیم بدون عشق تو تباهه

کربلا ضریحت گره خورده به سرنوشتم       کربلا به سربند دلم اسم تو نوشتم

کربلا تويی مرکز پرگار هر دو دنیا       کربلا تویی قبله ی دنیای آرزوها

حسین یه روز گنبد و می بینم       حسین رو خاک حرم می شینم

کربلا بگو با دل ارباب ما چه کردن       کربلا بگو دستهای کوفه خیلی نامردن

کربلا بگو زینب و اونجا آواره کردن      کربلا بگو مشک علمدار و پاره کردند

حسین چشمام و رو هم می ذارم     حسین مشک و به یادم می یارم

ابالفضل ابالفضل ابالفضل

اسم ابالفضل عاقل و مجنونم می کنه      درد و غم و مصیبت و از دلها بیرون می کند

روضۀ شهر علقمه ات چشارو پر خون می کنه       اگر دل شکسته ای اگر غمین و خسته ای

فقط بگو ابالفضل ابالفضل    ابالفضل

ترك001

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج منصور ارضي

در عرصۀ ازدحام محشر         چون رو به علی کند پیمبر

گوید که بگو علی به کوثر        اسباب شفاعتت بیاور

چون فاطمه مرحمت نماید       در جایگه شفاعت آید

 

عباس کند اگر عنایت    دست پسرم کند کفایت

ناگاه بهم رسند خسته دو دست بریده و شکسته     گوید به تمام اهل محشر در نزد پدر به اذن حیدر

گویند که طبق طبق بیارید قرآن ورق ورق بیارید      ای قوم چرا در انتظارید دستان قلم شده بیارید

در یک طبق آید آشنایی ششماهۀ تشنه کربلائی     یک عده فرشته ناله دارند ششماهۀ دیگری بیارند

اینجاست که کربلای دیگر بر پاشود از نوای کوثر     ناگاه به نزد قد خمیده        آید طبق سربریده

آید طبقی به چشم حضار     با هدیۀ پشت درب و دیوار

آنگاه به سوز و آه  و زاری     زهرا به کمال بی قراری

گوید ز پدر کنم اطاعت      این چادر خاکی این شهادت

 

کاشکی امشب می موند صبح نمی شد آخه الان می خوان جنازۀ آقامونو ببرند آتیش گرفته زینب جانم فدای زینب الله اکبر امشب در خونۀ عباس رفتیم هر کی بپرسه تعجب می کنه روضۀ امیرالمؤمنین آره سقا کنار سقاست اون ساقی کوثره این ساقی رقیه است چه سقایی همه دارند گریه می کنند همچین که نگاه کرد دکتره طبیبه تو مدینه طبیب هست اما تو کوفه که طبیب نیست خبر کردند طبیب نصرانی اومد مسیحیه گفت یه رگ میان شش گوسفنده ، گوسفند و ذبح کردند رگ و درآوردند میان فرق امیرالمؤمنین قرار داد لحظاتی گذشت همه رنگها پریده همه دلشوره دارند یه لحظاتی گذشت یه نگاهی کرد سرشو انداخت پایین گفت بزرگ این خونواده کیه همه صدا زدند آقا امام حسن مجتبی اومد بیرون حجره گفت وصیتی داره وصیت کنه کفنش و آماده کنید حلالش کنید مسیحیه رفت امام حسن برگشت یه وقت عقیله بنی هاشم اومده نگاه می کنه حسن جان چی گفت دکتر گفت زینب جان دیگه باید با بابامون وداع کنیم چه وداعهایی کرد تا کربلا همه دلشون الان میره پیش ابی عبدالله اومد وداع زینب با عباس شب عاشورا بود اومد گفت داداش اومدم بهت بگم داداش فردا دست از حسینم برندار حرفی که بابام شب بیست و یکم اومدم تذکر بدم اشک عباس و درآورد امید داشت فردا که میره میدون چنان جنگی کنه که یاد حیدرو زنده کنه اما نمی دونست دستاش و حسین می بنده فقط گفت برو آب بیار حسین .

 

ترك002

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج محمد طاهري

ارکان آسمان زمین خدا شکست        وقتی سر نماز سر مرتضی شکست

شمشیر زهر خورده چه زخمی زد عاقبت      پیشانی بلند شه لافتی شکست

لبریز بود کاسۀ شیر یتیمها       در شهر کوفه کاسۀ صبرش چرا شکست

خرما به دوش هر شبه از هوش رفته بود

تازه خونه هایی که نون و خرما می گرفتند ناسزا می گفتند تازه باورشون شده این آقا کی بوده ای وای بر ما هم نمک و می خوردیم هم نمکدون رو می شکندیم اما یه بار نشد این آقا بعد از این همه ناسزایی که گفتیم دیگه نیاد در خونمون در نزنه این همه ناسزا علی می شنید می فرمود برای علی دعا کنید علی احتیاج به دعای شما داره

خرما به دوش هر شبه از هوش رفته بود         برگرد بسترش دل آل عبا شکست

« رسیدیم اونجا که خیلی دلها منتظره شب بیست و یکم خونده بشه هی مولا چشماش و باز می کرد هی از هوش می رفت یکدفعه چشم و باز کرد وصیتها رو کرده دو صفحه مرحوم شیخ عباس قمی وصیتهای مولا رو در منتهی الامال آورده برای امام حسن یه روز بشین اینها رو بخون برای ما وصیت کرده نه برای امام حسن  ،همش درس زندگیه ، همۀ بچه ها رو دور بستر جمع کرد یک به یک حرفها رو زد همه بچه ها هستند محمد بن حنیفه دیگران یه مرتبه آقا فرمود به جز بچه های فاطمه همه از اتاق بیرون برند همه رفتند بیرون دیدند عباس هم سرش و پایین انداخته داره می ره از حجره بیرون مولا چشم خسته اش رو باز کرد دید جوون دلاراش داره میره فرمود عباسم تو صبر کن بابا گفتم بچه های فاطمه تو یه روزی باورت میشه مادرت زهراست اصلاً امشب با تو کار دارم اومد نشست کنار بستر فرمود عباسم دستت و بده بابا دستش و جلو برد همه حیرانند علی میخواد چیکار کنه فرمود حسینم تو هم بیا دست ابی عبدالله رو هم آورد دست عباس و تودست حسین گذاشت فرمود کربلا نیستم پسرم و یاری کنم همه دلخوشیم تویی عباس نکنه از دست از دامن حسین برداری.

گذشت و گذشت و گذشت تا اون موقعی که برا همین عباس تو کربلا امان نامه آوردند زینب این منظره رو امشب دیده نیمه های شب دیدند داره خواهر میاد به سمت خیمۀ عباس . پاسبان خیام عباسه احدی از دشمن جرأت نداره بخواد از دشمن نزدیک خیام بشه دید سیاهی داره از دور می آد گفت هر کی هستی بایست امشب پاسبان خیام عباسه دید صدا صدای آشناست فرمود عباس منم غریبه نیست من زینبم . تا شنید بی بی دوید خودش رو روی قدمهای خانم انداخت سیدتی مولاتی یه همین امشب و می تونی راحت بخوابی از فردا علم به دوش توئه چرا از خیمه بیرون اومدی گفت عباس اومد خاطره ای برات بگم فرمود یادته شب بیست و یکم بابام علی دستت و تو دست حسین گذاشت احتیاجی نداره باقی شو بگه دید عباس از جاش بلند شد عرضه داشت خواهر تو هم باورت شده فکر می کنی من دست از حسین می کشم بذار فردا به این لشکر نشون می دم

دست حسین و دست ابالفضل را گرفت     در دست هم گذاشت دل روضه ها شکست

این ماجرا تمام شد و چند سال بعد        طوفان وزید و کشتی کرببلا شکست

همه آرزوش این بود فردا می رم نشون دشمن می دم اما دستاش و حسین بست می خوای بری میدان برو داداش اما برو قدری برا بچه ها آب بیار

قبل از غروب دست ابالفضل شد جدا       ضرب  عمود فرق علمدار را شکست

فرمود شیخ کاظم برا گریه کنان این طوری که می گم بخون این روضۀ منه عباسه بگو هر کسی می خواد از یه بلندی بیفته اول دستاش و جلو می آره صورتش آسیب نبینه اما وقتی عمود آهن بر فرق من زدند دست در بدن نداشتم با صورت رو زمین افتادم

ترك003

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج محمود كريمي

دوش رفتم مسجد کوفه بدیدم روی منبر      بود گرم خطبه آن شاهنشه دنیا و دینم

گفت ای مردم : سلونی من وصی مصطفایم      خازن گنج علوم اولین و آخرینم

من علیم عالیم دانای اسرار نهانم      انجم آرای سمایم کارپرداز زمینم

من به قرآن باء بسم الله رحمن الرحیمم     مؤمنون و کوثر و طه و قدر و یا و سینم

آل عمران مائده اعراف توبه هود نوحم       مؤمن و شورا و فتح و صافات و حشر و تینم

مقصد رمز الم نشرح لک صدرک منم من      زانکه آرامش به قلب پاک ختم المرسلینم

مقصد ذات حق از السابقون السابقونم       حجة اللهم وصی رحمة للعالمینم

دست سرمد یار احمد ماه مفرد زیب مسند       مهر امجد نور ایزد من امام العارفینم

دائم هستم قائم هستم حاکم هستم عالم هستم       واصل هستم فاصل هستم من امام المتقینم

تا قیامت گر شود تفسیر از نهج البلاغه      نیست خطی از خطوط صفحۀ علم الیقینم

پرچمم نصر من الله است و خود فتحا قریبا      در نبرد ناکثین و قاسطین و مارقینم

گفته قرآن چنگ باید زد به حبل الله جمیعا      اهل عالم دست پیش آرید من حبل المتینم

من معز المؤمنینم من مذل المشرکینم     من بصير بالعبادم من هدی للمتقینم

 

همه تحت فرمانشند بی اذن علی در عالم هیچکدام از مدبرات امر آب نمی خورند

باد و خاک و آب و آتش در پی فرمانگذاری        در شمال و در جنوب و در یسار و در یمینم

بی نوایان را نوایم دردمندان را دوایم          بی پناهان را پناهم بی معینان را معینم

 

من همان شاهم که مشک پیرزن گیرم به دوشم      من همان شاهم که دست حق بود در آستینم

روز یار خلق و شب همبازی طفل یتیمم      همنشینی با گدایی را به شاهی برگزینم

من همان شاهم که هنگام سحر با روی بسته       با یتیمان همکلامم با فقیران همنشینم

گر ببینم اشک غم می ریزد از چشم یتیمی      می رود تا عرش اعلی آه از قلب حزینم

 

چند روزه که کوله بارم نون و خرمایی ندیده       چند روزه که چشمای من طفل تنهایی ندیده

چند روزه غذا نبردم برای یتیم کوفه      چند روزه دیگه نمی شم بابای یتیم کوفه

 

چند روزه غذا دهان مرد نابینا نذاشتم        هر چی کردم پاشم از جام تو پاهام توان نداشتم

چند روزه نخلای کوفه طعم اشک و نچشیدن      چند روزه چاههای کوفه درد من رو نشنیدن

چند روزه دیگه برای پیرزن آب نکشیدم      چند روزه موقع افطار ناسزایی نشنیدم

صورت بسته بود کی توان داره اینکارو بکنه همچین نون و خرما رو می گرفتند می گفتند دستت درد نکنه اما خیر نبینه علی.

چند روزه مأذنۀ شهر نشنیده صدا  اذونم                      چند روزه که نمی تونم روضۀ زهرا بخونم

چرا آقا نمی تونی چون الان دورم شلوغه می رفتم تو بیابون داد می زدم

 

چند روزه که چشمای من مثل زهرا تار می بینه       تا که پلک رو هم می ذارم یه در و دیوار می بینه

خیلی وقته چشماي من چشم به راه زهرا بوده       نکنه امشب ببینم صورتش هنوز كبوده

بابا گفته توی حجره گلای زهرا بمونن        با ابالفضل به گمونم که می خوان روضه بخونن

صدای ناله بلنده ، حال بابامون خرابه       چی شده تو حجره امروز روضۀ مشک پرآبه

نمی دونم چی می خونن نقل بچه های تشنه        گریه شون بالا گرفته صبحت از یه حلق و دشنه

صحبت از رنگ پریده صحبت از چشم دریده       صحبت قد خمیده صحبت سر بریده

صحبت از سرشکسته یه جوون ارباً اربا      صحبت ششماهه ای که جون میده رو دست بابا

خیمۀ آتیش گرفته گوشواره گهواره مادر      سم اسب و نعل تازه توی گودال تن بي سر

 

آره حق داری روزه بودی بدنت آب نداره آدم وقتی بدنش آب نداشته باشه اشک بریزه اشکش نمی آد بمیرم برات ارباب.

 

قصۀ یه دشت خونه حرف دشت پر ستاره       نقل انگشت بریده صحبت پیرهن پاره

گهواره گوشواره غارت باغبون و دشت لاله       صحبت رفتن سقا سیلی خوردن سه ساله

ای حسین یه روز می آد  خدا بهت یه دختر می ده نیمه شب تو بیابون گم می شه همه روضه ها رو برای حسین خوند.

 

سر نیزه سر پر خون تن بی دست تیر دشمن       علم و مشک و لب خشک صحبت عمود آهن

یه کی می گه جرعه آبی برای حسن بیارید      همه مون خونه خرابیم یکی گفت کفن بیارید

اشک غم مرهم زخم پر شاپرک شد امشب       اونا که دوستش نداشتند دلشون خنک شد امشب

 

ای وای همه در خونه مولا تو آفتاب نشسته بودند طبیب اومد بیرون سری تکون داد ای وای سر اینقدر درد گرفته مرهم این سر فقط یه چیزه زینب می دونه چادر مادر رو آورد وای ای وای همچین اومدند دستمال رو باز کنند چادر رو ببندند بچه ها تا زخم رو دیدند صداشون بلند شد ای وای آخ یه وقت زخمه یه موقع شکافته تا ابرو این سرو یه بار دیگه حسینم دیده دو بار یه بار وقتی اومد بالا سر علی اکبرش خود از سر آخه خود به سر چسبید جدا کرد تا سر و دید یاد باباش افتاد گفت ای وای وای وای دیگه کجا دیدی یه بارم وقتی اومد کنار علقمه تیغ می بره می شکافه این سر عمود خورده عمود له می کنه صدا زد ای وای ای وای

ترك004

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

یه پهلوون غریب داره میره به سفر       خسته شده آخه از غربت و خون و جگر

هی زیر لب می خونه از یاس نیلی شده      هی میگه فاطمه جون بیا علی رو ببر

علی یا حیدر

به یاد کوچۀ غم ، غمزده و حزینه        اشک غم از خجالت رو گونه هاش می شینه

ولی دلش دیگه از جدایی تنگ اومده       دلش می خواد که فقط یاورش و ببینه

علی یا حیدر

می خونه ازمدینه ، می خونه از کوچه ها       به یاد یاس جوون بی قراره بخدا

دلخسته از زمونه است وفکر پر زدنه       به آرزوش رسید و شد از غریبی رها

علی یا حیدر

ای حسینی که عوالم همه گریان تو اند       مهرتو نور دل و اول و پایان من است

به شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس        چون درآن لحظه حسین است که مهمان من است

تركR004

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج حسن خلج

 

یتیمای پشت در رو بیارین امشب کنارم       نمی خوام حرف نگفته وقت رفتنم بذارم

ای یتیما خوب ببینید صورت سه نور عینم       اینه زینب ، اینه عباس ببینید اینه حسینم

اگه روی نیزه دیدید یه روزی خورشید و ماه رو        یادتون باشه ببندید سوی ناموسش نگاه رو

ترك005

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

یا اهل المسلمین وقت عزا شد       بن عم مصطفی فرقش دو تا شد

در لیلة القدر شد کشته حیدر        واویلا واویلا از این مصیبت

کوفه سراسر شد شور محشر       واویلا واویلا از این مصیبت

باب علم الهدی گردیده بسته       فرق شیر خدا از کین شکسته

از ظلم اعدا شد کشته مولا       واویلا واویلا از این مصیبت

تركR005

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

شباي غصه هام سحر شده دیگر موسم سفر شده       چشمانم همیشه ابریه کابوس من میخ در شده

مظلوم این عالم حیدر است روضه خون دیوار و در است       با فرق بشکسته می رود دیدار فاطمه همسرش

رفته ز کف همه حاصلم به دریای غم بی ساحلم       جون بابا غذای من و ببرین برای قاتلم

بابا دیگه به تاب و تبه حرفم با عباس و زینبه        حسینم توی گودال غم جون میده ولی تشنه لبه

عباس من چشمات می شه تاب وقتی تیر خورد توی کارزار      اونجا یاد حرف من بیفت تیر و با زانوهات در بیار

حرفاشو زد شاه عالمین یل یلهای بدر و حنین       چشماشو بست و آروم آروم جون داد با ذکر جانم حسین

آمد سال شصت و یکمین روز قتل شاهنشاه دین        نوبت حرفهای زینبه با باباش امیرالمؤمنین

خوندی روضۀ دلدارم و گفتی تو کربلا کارم و      اما نگفتن یه روز می آد که منم نشناسم یارم و

دیدم خنجر رو بر حنجری بشنیدم نالۀ مادری       از قفا دشمن ضربه زد و  مردم از ضربۀ آخری

در دست عدو موی حسین غرق خون شده روی حسین      دوانده مرکبها رو عدو با نعل تازه سوی حسین

شب و روزم با غم طی شده همدم من کعب نی شده       هر چشمی سوی ناموسته جای زینب بزم می شده

هم اهل حرم بی قرار مویه کنان با حال نزار        چون رأس ساقی کربلا روی نیزه شد از پهلو سوار

ترك006

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج ابوالفضل بختياري

ز غصه قلب زینب گرفته باز دوباره       از آسمون چشواش باران غم می باره

قرآن به سر شده در اضطراب بستر      در پیچ و تابه از درد و غمای حیدر

دختر هل اتي خسته و خون جگر       از غم مرتضی می زنه بال و پر

علی ، علی ، علی يا علی

یتیما شیر آوردن با قلب زار و خسته      قنوت غم گرفتن برا سر شکسته

می آید از سما آوای یک شهیده       می گه بازمزمه بانوی قد خمیده

از غم دوریت خون جگرم بیا       با دل بی قرار منتظرم بیا

علی ، علی ، علی يا علی

 

سپرده دست عباس نور دو عین و امشب       داده به دست ساقی دست حسین وامشب

کوفه جون تو و جون زینب تنها       نبینه روی نی رأس عزیز زهرا

در نظر علی دستای بسته بود        چوبۀ محمل و رأس شکسته بود

علی ، علی ، علی  يا علی

ترك007

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

 

بابا مرومرو ، مرو مرو علی

بابا جون نرو ، بمون کنارم        سرم و کف پاهات می زارم

بی تو من ابر بهاری می شم       جای اشک از دیده خون می بارم

میکنی چه بی قراری       واسه چی آروم نداری

زیر لب میون بستر       اسم مادر و میاری

بابا مرومرو ، مرو مرو علی

میدونم خیلی بلا کشیدی      خیری از زمونه هم ندیدی

تموم موهات سفید شد از غم       شبیه مادرمون خمیدی

خسته ای از دست دنیا       رنگ و روت پریده بابا

نکنه بری و زینب      بمونه اسیر غمها

بابا مرومرو ، مرو مرو علی

ساقی بدون کوثری تو       دربرم چرا دیده تری تو

میدونم به آرزوت رسیدی       میدونم دلتنگ مادری تو

با تو من کاشکی می مردم       کنارت جون می سپردم

به یاد مادر نگاه کن      چادر خاکی آوردم

بابا مرومرو ، مرو مرو علی

از غمت در آه شور و شینم         وارث غمهای عالمینم

دعا کن نشه کم از سر من       سایۀ حسنم و حسینم

کوفیان وفا ندارند      غم روی دلم می ذارند

من و با دستای بسته       تو کوفه اسیر می یارند

بابا مرومرو ، مرو مرو علی

ترك008

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج محمود كريمي

یا علی یا علی علی علی یا علی

شب وصل برای من در آغوش خدای من     سوی یاره قدمهای من

پس از عمری شکیبایی شده اکنون تماشایی       هوای این دل زهرایی

می روم به خاطر دلم می روم بسوی حاصلم       می روم ولی شکسته بالم

می روم به دامن سحر می روم به آخرین سفر      می روم به سمت اوج عالم

کسی از من نپرسیده گل قلبم که خشکیده       از این عالم چرا رنجیده

چنان داغي به دل دارم که عمری را عزادارم       همه شبها به یاد یارم

می میرم به شوق روی او می میرم برای بوی او        می میرم به یاد زخم پهلو

می میرم ز یاد کوچه ها می میرم ز داغ شعله ها      می میرم ز یاد دست و بازو

می روم …

فقط رفتن شفای من فقط وصله دوای من       پس از عمری تسلای من

در آغاز که دل دادم به یاد او می افتادم      غم زهرا نرفته از یادم

می بینم دوباره من تو را می بینم تو را ای آشنا      می بینم شبیه خواب و رویا

می بینم تو را کنار دل می بینم زتو قرار دل      می بینم شبیه موج دریا

می روم

همه کوفه سیه پوشند فلک برده در آغوشم     ولی دارم غمی بر دوشم

بدون من در این شبها چه  می سازند همه دنیا      که دل خوش بود به نان و خرما

خداحافظ ستاره های شب خداحافظ زمین وتاب و تب      خداحافظ دل کبود زینب

خداحافظ همه خرابه ها خداحافظ سرشک بی صدا      خداحافظ که جان رسیده بر لب

می روم

ترك009

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج محمد طاهري

چشام دوباره گریونه       امشب می ری از این خونه

انگار شب عزامونه      دلا پریشونه دلا پریشونه

می بینی آروم نداره زینب یا حیدر      شبیه ابر بهاره زینب یا حیدر

به حال تو بی قراره زینب یا حیدر      مرو مرو باباي غریبم یا حیدر

کوفه پر از غم و درده       شور عزا به پا کرده

چهره ات خزونیه و زرده      چقدر تنت سرده

یتیمایی که غذا نخوردند یا حیدر       قرارم و از تو سینه بردند یا حیدر

برا شفای تو شیر آوردند یا حیدر      مرو مرو بابای غریبم یا حیدر

غربت توی نفسهاته       بارون میون چشماته

قلبت به یاد زهراته       به قبله پاهاته

تو قلب خسته ام بلا می شینه یا حیدر       تموم دلواپسیم همینه یا حیدر

که مادرم زخمت و نبینه      مرو مرو بابای غریبم یا حیدر

 

ترك010

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج محمود كريمي

آسمون دلم تیره و تاره      نیمه شب وقت خواب بیماره

حال و روز حسین و حسن زاره      ساقی تشنه سر به دیواره

مادر سادات پریشونه      عمۀ سادات دلش خونه

با دل خسته عزم سفر کرده     مردی که رنگ صورتش زرده

روزگار خوشی بر نمی گرده     قصه چشماش قصۀ درده

چشماش و وقتی که می بنده      نقش رو لبهاش یه لبخنده

مادر سادات پریشونه      عمۀ سادات دلش خونه

پهلوون زمونه زمینگیره      مرهم زخمش کاسه ای شیره

زخمی غصه از زندگی سیره      زخم رو قلبش زخم شمشیره

چهرۀ کوفه چه بی رنگه       برای مولا دلش تنگه

مادر سادات پریشونه      عمۀ سادات دلش خونه

میگه امشب دیگه وقت دیداره      روی لب ذکر فاطمه داره

یاد خون روی درب و دیواره      لحظۀ آخر یاد مسماره

پوشیده رخت سیاه زهرا     آقام میخونه بیا زهرا

مادر سادات پریشونه     عمۀ سادات دلش خونه

 

ترك011

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج محمود كريمي

سکوت تلخ وقت دل بریدن      به انتظار لحظۀ رسیدن

برای زینب فرصتی نمونده     علی نماز آخرش رو خونده

سرخ آسمون مثل شعله امشب       بسته می شه چشمای خورشید از تب

مثل کاسۀ خونه چشم زینب

امروز و بمون پیش دخترت     قاتل من پلک آخرت

تو اضطراب زمهرير کوفه       دوا نداره زخم شمشیر کوفه

برای مرهم خیلی دیره دیره       اجل کنار حضرت امیره

موج درد تو سینه اش دریا دریا        داغ خشکی لبهاش صحرا صحرا

غرق شور و نجوای زهرا زهرا        خدانگهدار روزگار غربت

امروز و بمون

خدانگهدار کوچه های ظلمت

همه برید از دور بستر من       فقط گلای فاطمه بمونن

از یه نور سبز حجره روشنه        یا علی بگيد وقت رفتنه

خوشی دادم شرر در کام دادند      سلامت برده و اسلام دادند

غذا می دادم و بر جان آنها       دعا کردم به من دشنام دادند

اگر که زخمهایم را ببندم       دلم را دست و پایم را ببندم

سرم با چادر زهرا ببندید       که راحت چشمهایم را ببندم

دمی که رو به اتمام است کارم       کمی دیر است قدری حرف دارم

به همراه گلان باغ زهرا       فقط عباس باشد در کنارم

عزیزم نوگلم نور دو عینم       علمدار سپاه عالمینم

برایم آبروداری کن عباس       فقط جان تو و جان حسینم

تشنه لب در آب رفتم این سخن را با خویش گفتم        من چگونه نوشم شاه را عطشان ببینم

 

مشک را پر کردم از آب و به خود گفتم که باید راه نزدیکی برای خیمه رفتن برگزینم

راه نخلستان گرفتم لیک ازشمشیر دشمن قطع شد دست علمگير از یسار و از یمینم

فکر کردم دست دادم آب دارم غم ندارم سر فرازم ساقی اطفال شاهنشاه دینم

از مي عشقي كه كس آن را نديد        بر مشام انبيا بويي رسيد

نشئه آن بوی تا دل را ربود        انبيا را جبرئیل آمد فرود

تا شراب عشق با خم سر کشید       شور بود و شور بود شور و بود

عاشقی را دیدم سرا پا نور بود       گفت آن مست خدا هل من مزید

عشق پیش پای او زانو زده      دست بر دامان آن بانو زده

در حریم قدس محرم زینب است       ناخدای کشتی غم زینب است

آنکه بر غم هست خاتم زینب است      معنی عشق مجسم زینب است

ای علی مبهوت تفسیرت شده       ای علی اکبر عنان گیرت شده

ای به باغ فاطمه یاس علی     ای رکابت پای عباس علی

ترك012

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

چشم کوفه خون می باره باغ دلها بی بهاره بابای زینب بیماره

میگه با چشم پر ز خون بابا نرو پیشم بمون

جانم علی

یتیما با کاسۀ شیر با نوای بابا نمیر اومدن دیدار علی

دیگه غذایی نخورم پاشو برات شیر آوردم

جانم علی

بعد عمری دور از دلبر بعد هجر یاس پرپر شد زمان وصل کوثر

از این دنیا حیدر سیره ممنون زهر شمشیره

جانم علی

زد صدا بابا دختر رو گفته حرفای آخر رو خونده روضۀ حنجر رو

تنها میشه نور عینم تشنه جون میده حسینم

جانم حسین

چشم تو روزی می بینه دشنه بر حنجر می شینه بوسه از رگها می چینه

بشنو تو این راز و مگو بوسه زن بر زیر گلو

جانم حسین

می شوی بی یار و یاور می شوی قافله سالار همسفر گردی با اغیار

جای یارت بر روی نی جای تو بزم رقص و می

جانم حسین

 

از ازل من حیدریم از همه عالم من برییم کشته مردۀ علیم

جانم علی

ابالحسن ابالحسین عشقم بین الحرمین

یا حسین این دل مجنونه درد دوری بی درمونه بی تو دنیامون زندونه

هم خونۀ درد بابا ما رو ببر به کربلا

جانم حسین

دیدۀ زینب گریونه آخه بابا نمی مونه فقط امشب و مهمونه

اللهم إشف مولانا  به اشک چشم ثارالله

جانم علی

یتیمی گفته با مولا الهی زود خوب شی آقا دوباره میشم بی بابا

جانم علی

بین بستر ذکر مولا گشته یا زهرا یا زهرا آخرش شد حاجت روا

جانم علی

عشق من زینب بابا تویی بانوی کربلا جون تو جون ثارالله

جانم علی

سر میان دست دشمن می چکد بر آن جان وتن لخته های خون

جانم علی

می شوی با دیدۀ تر زیر کعب نی ها سپر بین نامحرم بي معجر

جانم علی

بین عاشقا حیدر عشقه پهلوون خیبر عشقه جرعه ریزه کوثر عشقه

جانم علی

از حرم عمری بشنیدم عمریه حسرت کشیدم چی می شد قبرت ببینم

جانم علی

 

ترك013

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

غسلمه به خدا اشک تو روضه هات      کفنمه آقا پیراهن سیات

آرزوم این با قلبی پر ز شعف       یه ماه رمضون من بیام نجف

از عشقت اسیرم آقا زنجیرم آقا می میرم آقا       یا حیدر یا علی مولا یا حیدر یا علی مولا

یا حسین آقام ذکر حساس تو       زینب باوفات غنچۀ یاس تو

امام مجتبی کوه احساس تو       ملائک اسیر چشم عباس تو

تو شاه با وفا هستی با صفا هستی با خدا هستی       یا حیدر یا علی مولا

در قلبم  این نکته شده عمری هدف       عالمی یه طرف نجفت یک طرف

عشقمه دیدن اون ایوون طلات      عشق بوسیدن ضریح باصفات

آقاجون تو خداییم کن     نینوایيم کن  ،کربلاییم کن

یا حیدر یا علی مولا

ترك014

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

باز زینب گشته مشکی پوش و نالان      باز عالم گشته از داغی پریشان

کاسۀ شیره  به دست مستمندان     شور گشته از سر اشک یتیمان

راحت از غم گشته مولا       می زند پر سوی زهرا

می سراید چاه کوفه      وا علیا وا علیا

گوئیا امشب میان راه حیدر     منتظر زهرا برای او نشسته

شاید از روی علی امشب بپرسد       از چه رويی ای علی فرقت شکسته

مردم نامرد کوفه درد حیدر شد مداوا       ذوالفقار از غم بگوید وا علیا وا علیا

ترك015

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

آدمها یه نفر داره می آد      یه نفر که مهربونه از تبار کربلا

ارمغان آسمان سیب سرخ عشق      نام او رهرو راه خداست

فصل دلتنگی تمومه دیگه دلتنگی بسه      غمگسار غمگساران داره از راه می رسه

آدمها آدمها فصل هم عهدی می آد      عاقبت آقامون مهدی می آد

ای همیشه منتظر ها قاصد شهرمون میاد       همونی که بهر دلها عشق و یکرنگی میخواد

روزامون خیلی گرفته است شبامون خیلی سیاست      میدونم یه روز می آیی وعدۀ ما جمعه هاست

فصل دلتنگی تمومه دیگه دلتنگی بسه     غمگسار غمگساران داره از راه می رسه

ترك016

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج محمود كريمي

نفس آروم آرومه کارم دیگه تمومه      نفس آروم آرومه کارم دیگه تمومه

صدام آروم آرومه کارم دیگه تمومه      صدام آروم آرومه کارم دیگه تمومه

غمش توی گلومه کارم دیگه تمومه      نفس آروم آرومه کارم دیگه تمومه

صدام آروم آرومه کارم دیگه تمومه      صدام آروم آرومه کارم دیگه تمومه

خوشی دیگه حرومه کارم دیگه تمومه       نفس آروم آرومه کارم دیگه تمومه

علی علی علی علی

برای زنده بودن من نور تو چشامه روشن       رسیده وقت پر گشودن

باز نظر کن به این دلی که ناامیده شب جدا شدن رسیده      با من می مونی تا سپیده

تا قیامتم تو آرزوی دیدار تا ببینمت بازم با چشم خونبار       ای امید من برو خدا نگهدار

وای رسیده جون خسته بر لب شکسته تکیه گاه زینب       علی شده مسافر امشب

بیا ببین که گلهای باغچه بی تو مردن گرسنه ها غذا ندارن      برات یه کاسه شیر آوردن

باز بلند شو که کوچه ها صفا ندارن غریبه ها غذا ندارن        خرابه ها بابا ندارن

از نگاهت دلم جدا نمی شه از خیال تو دلم رها نمی شه        دل به یاد تو می مونه تا همیشه

وای رسیده جون خسته بر لب شکسته تکیه گاه زینب        علی شده مسافر امشب

ترك017

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حسین وای حسین وای وای وای حسین

حسین امپراطور معجز تور خالق شور      حسین ید بیضا دم عیسا عشق یحیی حسین

شاگرد دانشکدۀ عشقم دیوونۀ میکدۀ عشقم        تو موج دریای غم ارباب کشتی طوفان زدۀ عشقم

دیوونگی برام شده مذهب میخونم ذکر آقام و هر شب       او که خدایی می کند بر لب ذکر بی بی جان حضرت زینب

حسین وای حسین وای حسین

ابالفضل شاه یلها عشق دلها شور لبها        ابالفضل بی بدیلی تو خلیلی تو اصیلی ابالفضل

ای وارث ذوالفقار حیدر ای همه دار و ندار حیدر        چه مشکل می شود تشخیص تو وقتی می رسی کنار حیدر

ای نور نگاه حسین عباس ای پشت و پناه حسین عباس       در وصف تو همین  بگویم بس حمزۀ سپاه حسین عباس

ابالفضل وای وای ابالفضل وای وای

ابالفضل یل نستوه مثل کوه کشتی نوح        ابالفضل مه ودلدار ای سپهدار ای علمدار ابالفضل

ذکر تو بر عشق و جنون مرزه می اندازه بر تن عدو لرزه       وقتی تو میدون میری حسینت ذکرش اذا زلزلت الارضه

ابالفضلی و خودت یه لشکر بر کشتی عشق حسین لنگر         اگر علی بود اسدالله پس به تو می گن اسد الحیدر

ابالفضل وای ابالفضل وای وای وای

من ماه آل هاشمم عرش خدا را قائمم        بر ملک دلها حاکمم آل علی را خادمم

شب عاشق گیسوی من یوسف اسیر روی من        محراب دل ابروی من کوثر نمی از جوی من

دریا منم ساحل منم آن شیر دریا دل منم      بر عشق آب و گل منم یعنی ابوفاضل منم

در خلق و خو پیغمبرم در زور بازو حیدرم        ام البنین را گوهرم لیک است زهرا مادرم

استاد رزم اکبرم شیدای روی  اصغرم       عشق حسین بال و پرم من ذوالفقار حیدرم

عشق حسین تاب و تبم دارای چندین منصم        اما گدای زینبم اما رقیه مذهبم

دشمن گریزان من است عالم به فرمان منست         یوسف به زندان من است جبریل در بان من است

ابالفضل ابالفضل ابالفضل

ترك018

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حاج ابوالفضل بختياري

 

تا آشنا شدم آقام با کربلای تو        نفس کشیدم همیشه تو روضه های تو

روز و شب این دل تنگم به یاد حرم می گیره       مثل شبهای محرم دل من رو غم می گیره

حسین وای وای اباعبدالله

این دل دیوونه داره میخونه           دوست دارم کربلا بمیرم خدا می دونه

به یاد شيش گوشۀ تو آروم نداره دل      برای دیدن حرم چه بیقراره دل

از چشای بیقرارم شبیه یه ابر پاره      روز و شب از غم دوریت بارون گریه می باره

این سینه بی تابه مست سردابه        اونی که کربلا می بره خود اربابه

ترك019

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

حسین حسین وای

آخرش بندۀ سر به زیر می شم          آخرش به دام تو اسیر می شم

آخرش خاک زیر پاهات می شم      آخرش یه روز می آم فدات می شم

آخرش دل و به دریا می زنم      آخرش از این جهان دل می کنم

آخرش بال می گیرم پر می زنم     تا حریم تو می آم سر می زنم

حسین وای حسین وای

آخرش دستم و دستت می گیری       آخرش رها  می شم از اسیری

آخرش یه روز به عشقت می میرم       آخرش سر روی زانوت می گیرم

می دونم این دلمو رد نمیشه       هی میخوام صدات کنم روم نمی شه

می دونم یه روز بهم بها می دی      یه روزی برات کربلا میدی

حسین وای حسین وای

 

ترك020

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

بسه یه یاعلی بسه یه یا علی برا دل به دریا زدن     بسه یه یا علی بسه یه یا علی قدم تو قلب زهرا زدن

علی بگو علی بگو اگه دل شکسته ای      اگر غمین و خسته ای علی بگو

برای نگاه فاطمه اگه      چشم به راه نشسته ای علی بگو

می گن عاشقی هدفه      شهر عشق از کدوم طرفه

تو نجف به هدف خورده تیر عشق و صفا      آخر عاشقی اسمشه ایوون طلا

بسه یه یاعلی بسه یه یا علی برا دل و به دریا زدن       بسه یه یا علی بسه یه یا علی قدم تو قلب زهرا زدن

علی بگو علی بگو اگه دل شکسته ای علی بگو      گر غمین و خسته ای علی بگو

چشم به راه نشسته ای علی بگو       گر غمین و خسته ای علی بگو

ترك021

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

آقا جون یه عمره که تو مجلست اومدم      تو نگاه نکن حالا رو سیاه شدم و بدم

از کوچیکیام یادمه برات سینه می زدم       از کوچیکیام یادمه برات سینه می زدم

دلی که در شور و شینه زیارتگاه حسینه     گلی که سرشته ما رو خاک بین الحرمینه

حسین وای حسین وای حسین وای

خدائیش دیگه خودمم دارم ناامید می شم       با بار گناهی که من دارم توی آتیشم

اما می دونم دم مردنم تو می آی پیشم      برای نکیر و منکر روضۀ حسین می خونم

سراپا غرق جنونم پای عشق تو می مونم

حسین وای حسین وای

میخونیم همیشه با همدیگه توی روضه ها       کاش به جای تو سر ما می رفت روی نیزه ها

می شدیم فدای یل یل یل کربلا

می باره بارون الماس      می خونیم با شور و احساس

الهی یه روز بمیریم کنار ضریح عباس       یا کاشف الکرب عن وجه الحسین

ترك022

بيست ويكم ماه مبارك رمضان

اگه قراره توی کربلا نمیرم کجا بمیرم        اگه قراره زیر پرچم پای روضه ها نمیرم کجا بمیرم

من اومدم برای تو جونم و فدا کنم حسین      خدا من و آفریده که تو رو صدا کنم حسین

آرزومه روز قیامت تو رو نگاه کنم حسین     تو آسمون میگم حسین سینه زنون میگم حسین

ترك001

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج منصور ارضي

اگه ندیدم کربلات و         خدا از من نگیره این روضه هات و

من و یک عمر جرم و رو سیاهی       من و گم کرده راهی ، بی پناهی

من و توبه شکستن بی شماره       من و شرمندگی و اشک و آهی

ندارم روی اینکه باز گویم       پذیرا شو زمن این عذرخواهی

ملائک هم زمن دلگیر هستند       شدند آزرده از این پر گناهی

گمان هرگز نمی کردم دوباره      کنی ای مهربان بر من نگاهی

ز یک لبیک تو تا حشر گویم       الهی یا الهی یا الهی

فدایت که به لطف و مهربانی        مرا بر درگه خود می کشانی

من آلوده را رسوا نکردی       گناهم دیدی و افشا نکردی

ندیدی گرچه از من جز جسارت       تو با من جز به رحمت تا نکردی

تو حتی برملائک نامه ام را       که پر از معصیت شد وا نکردی

ولی دانم که این رفتارها را       به غیر از خاطر زهرا نکردی

بر او بخشیده ام بسکه عزیز است       دعایش را زمن منها نکردی

اگر چه خالصم توبه نکردم      تو مهلت دادی ام تا باز گردم

برات و نعمت بسیار دادی       دو چشم خیس و قلبي زار دادی

ز جمعی دلشکسته دیده گریان       برای توبه کردن یار دادی

بهانه جور کردی تا ببخشی      تو عفوت را به من سرشار دادی

مرا کردی سر افراز دو عالم       که حب حیدر کرار دادی

علی را تو به رویم نقش کردی       مرا از مهر او بسیار دادی

الهی تا دم مرگم ببینم       به من هم فرصت دیدار دادی

الهی که مرا حالا ببخشند       به نام اکبر لیلا ببخشند

ترك002

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج حسين سازور

تنها نه علی نام و علی محوریم من       از فرق سرم تا نوک پا حیدریم من

ابروی مرا جمع مکن ای گل زهرا      تا عمه ببیند چقدر دلبریم من

یک نیزه به پهلوی شکسته بفشارید      تا بر همه اثبات کنم مادریم من

دندان مرا می شکند کوفی دلسنگ       بس آیینۀ کامل پیغمبریم من

عبا را آورد پهن کرد ، همه می گند بالای سر علی ناله می زد ، اون عاشق می گفت نه عبا را برای چی پهن کرد ، گشت اطراف بدن ، تیکه های بدن و جمع کرد ، همه را بین عبا قرار داد ، حالا نمی تونه تنهایی عبا رو ببره ، صدا زد ، جوونا بیایید ، علی رو به خیمه ببرید ، حسین

ترك003

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج محمد طاهري

تمام چاه های کوفه خاموش        تمام نخل ها سر تا به پا گوش

که شاید بار دیگر آید از راه         صدای پای مرد کیسه بر دوش

یه خانمی کنار قبرش نشسته ، گاهی صورت رو قبر می گذارد ، می گه :

الهی از کنارت بر نخیزم –دلم می سوزد از این غم عزیزم که باید مثل قبر مادر خود –کنار قبرت آرام اشک ریزم

بگو قاري كمي قرآن بخواند         كمي ياسين و الرحمن بخواند

سر خاک علی با گریه زینب        یتیمی درد بی درمان بخواند

زینب هم می گه یتیمی درد بی درمان یتیمی ، یه طرف امام حسن ، یه طرف امام حسین ، یه طرف عباس نمی ذارند گرد غریبی رو صورتش بشینه ، یه سه ساله هم گوشه خرابه ، می گه : آی ، یتیمی درد بی درمان یتیمی ، بذار رو دلت برم:

تموم عالم می دونن که دخترا بابایی اند        تا اون نیاد نمی خوابند منتظر لالایی اند

رسمه به والله تو ماها ناز یتیم و می خرند          وقتی که بیتابی کنه براش عروسک می خرند

اما بگم که شامیا با ماها خیلی فرق دارند          یتیم که بیتابی کنه سر باباش و می یارند

آره والله ، هر موقع دلش تنگ می شد          رو خاک می نوشت بابا ، گفت بابا

درکوفه سؤالی از سرت پرسیدم            رفتی و جوابی از لبت نشنیدم

پاسخ مده دیگر که در این شام پدر           معنای یتیم را خودم فهمیدم

یعنی هر کی یتیم می شه می زننش ، هر کی می گه بابا تازیانه اش می زنن ، اینجا با همه جا فرق داره ، بابات علی تو کوفه در خونۀ یتیما نیمه شب نان و خرما می برد ، اینا تلافی کردند بابا ، نان و خرما رو برامون آوردند ، امّا به صدقه ، تو این محمل ها پرت می کردند ، تازه کوفه این طوری بود ، کوفه نان و خرمای تصدّق برامون آوردند . شام ، شام ، شام ، بچه هاشون و ، دستشون رو گرفته بودند ،آورده بودند رو بام ها سنگ انداختن رو یادشون می دادند ، می گفت اون سر رو نشونه بگیر ، اگه درست به هدف بزنی جایزه بهت می دم . بابا انگار اینا یه عمر تمرین کرده بودند ، پیرزن یهودی رو بام گفت سر حسین کدومه نشونش دادند ، گفت بابا هیچ موقع یادم نمیره ، چنان به هدف زد ، می گه جایزه اش می دونی چی بود ، می گفت اگه به هدف بزنی یه گوشواره آوردم بهت می دم .

کی گفته من بی کس و کارم        کی گفته من بابا ندارم

بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست      حتی اگه تو آسمونا است        خوب می دونه رقیه تنهاست

برید همه بچه های شامی رو صدا کنید ، اونایی که من و بازی نمی دادند ، می گفتند این دختر پیراهنش پاره است ، بابا نداره ، بگید بیاین نگاه کنید ، قشنگ ترین بابای دنیا دیدنم اومده .

ای سر به همه بگو که بابای منی           مجروح ترین تشنه لب بی کفنی

می گفت عمه هر جا می زدنم و می گفتم اگه بابام بیاد ، همه رو بهش می گم حالا بابا رو دیده ، سر بریده، لب مجروح ، صورت سوخته ، همه حرفاش یادش رفت .

از من بگذر که درد دل بسیار است      از خویش بگو ، من الذی أیتمنی

کی منو به این روز آورده ، من الذی خذبک بدمائک ، کی محاسنت رو به خون گردنت خضاب کرده ، حسین

ترك004

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

علی مولا یا علی ، علی علی علی علی

 

غریب ترین مرد زمینه تو دنیا         می کشه بار غم و غصه تنها

یه دل داره پر از فراق زهرا

دلش گرفته ، شبای آخر       می خواد بره تا کنار کوثر

علی مولا یا علی ، علی علی علی علی

کوچه ها شاهدند که ، نیمه شبها        عابر خسته ای با نون و خرما

می زنه سر به خونۀ یتیما

آقای خوب و غریب شهره        یه عمریه که با دنیا قهره

علی مولا یا علی ، علی علی علی علی

همون که آسمونا زیر پاهاش       عکس کبود داره تو قاب چشماش

خاطره طناب و جای دستاش

به زیر طعنه سرش شکسته       سر مزار خودش نشسته

دلش گرفته شبای آخر        می خواد بره تا کنار کوثر

علی مولا یا علی ، علی علی علی علی

آدمایی که باغش و سوزوندند        هستی رو به روز سیاه کشوندند

تو خونۀ غم علی رو نشوندند       زخم سینه هم که خوب نمیشه

حرمت آه از ، علی شکستند        به انتظار مرگش نشستند

زخميه سينه ات كه خوب نمي شه         عزای زهراست باهات همیشه

علی مولا یا علی ، علی علی علی علی

ای وای ای وای ای وای         علی امیرالمؤمنین ، حیدر شده نقش زمین

 

امیرم عشقتون دینه        شعارم حیدر امیرالمؤمنینه

مثل غنچه تا که روی –دست مادرم شکفتم –زبونم وقتی که وا شد –یا علی مدد مي گفتم

با تولّی با تبرّی –دده مادر من و شیرم –مردم دنیا بدونید –که من از نسل غدیرم

امیرم ، عشقتون دینه           شعارم حیدر امیرالمؤمنینه

هر جایی که کم آوردم –دلبرم هوام و داشته          دستم و گرفته آقا –منتی سرم گذاشته

سپرم تو موج غمها –حرز  نام علی بوده         لحظه لحظه های عمرم –دل به یاد علی بوده

امیرم ، عشقتون دینه        شعارم حیدر امیرالمؤمنینه

از نگاهتون می باره ، بارون شعر و شکوفه –مهربونه ، ناشناس –شب و کوچه های کوفه

اجابت می شه دعاتون –وقتی که بارون می گیره          از نگاه گرمتونه ، سفره بوی نون میگیره .

امیرم ، عشقتون دینه        شعارم حیدر امیرالمؤمنینه

 

ترك005

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

مادر بین بستر چی می گه خدایا –   اللهم عجل وفاتی سریعاً

می سوزی مثل دلم از تب بستر       گل کرده روی تنت خاطرۀ در

می لرزه زینب تو ، با لرزش دستای تو      امشب مثل بید مجنون

می فهمم از نفسات ، از رنگ دور چشات      قلب تو شده پر از خون

مادر بین بستر چی می گه خدایا      اللهم عجل وفاتی سریعاً

حیرونه ازتن تو قاب نگاهم       گم می شه در تب تو سوزش آهم

تنها تو شهر بلا ، تنها با خاطره ها       دوری سخته ا زتو مادر

کاش می شد سالهای سال ، ای خورشید بی زوال       می موندی کنار حیدر

بعد از اون دعایی که کردی واویلا        اللهم عجل وفاتی سریعاً

ترك006

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

سه ماهه چشاتو بسته دیدم تو رو شکسته دیدم غمگین و خسته دیدم

سه ماهه می گیره از همه رو می زنی دست به پهلو نیست تو تن تو نیرو

سه ماهه رنگ پریده داری قد خمیده داری خون توی دیده داری

سه ماهه انگاری از ما سیری من و بغل می گیری نگو می خوای بمیری

سه ماهه قلب منو سوزوندن بابامون و کشوندن توی خونه نشوندن

سه ماهه دلم پر از شراره است حرفای تو اشاره است جگرت پاره پاره است

سه ماهه مادر دلم گرفته خونه رو غم گرفته بازوت ورم گرفته

سه ماهه درد تو ناتمومه موهام نخورده شونه اینو یادم می مونه

مادر مادر ، بی تو زینب می میره

سه ماهه تو صورتت نشونه قامت تو کمونه چشات یه کاسه خونه

سه ماهه مادر آه می کشی دمادم  ماها شدیم نامحرم مادر امون از این غم

سه ماهه مادر یه پهلو خفتی چیزی به ما نگفتی هي راه می ری می افتی

مادر مادر بی تو زینب می میره

دنیا اگر علی نداشت دگر آبرو نداشت     دنیا چگونه شكر چنین آبرو کند

ترك007

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج حين سازور

تو ستارۀ سحر منی  ،ولدی علی ولدی علی

تو همان علی پسر منی ، ولدی علی        تو که پارۀ جگر منی ، ولدی یا علی

تو که نور این بصر منی ، ولدی علی      تو که قوّت کمر منی ، ولدی علی ولدی علی

ترك008

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

و بحبکم و بقربکم ارجونجاةً من الله       علی علی علی علی ، علی حیدر

شد كوفه غرق ماتم شاهنشه ولا      از تیغ کینه گشته علی حاجتش روا

از ضربت عدوی سیه قلب به فرق او      شد عازم زیارت آن یار با وفا

زینب کنار بستر بابا به چشم تر      گوید اگر كه می روی امشب منم ببر

ازخون بستر تو و از زردی رخت      گردیده زنده خاطرۀ کوچه در نظر

وای

با من بگو مگر که زما خسته ای پدر      آماده ای و بار سفر بسته ای پدر

با ناله های زیر لبت ای عزیز من       بار دگر که قلبم و بشکسته ای پدر

و بحبکم و بقربکم ارجو نجاةً من الله       علی علی علی علی ، علی حیدر

هم این گل مرا ز گل مرتضی سرشت       در مدح سرزمین نجف این چنین نوشت

در عرش خود اگر که مرا جنّتی بود      بالله قسم که منشأ آن گشته این بهشت

حیدر چو گوهر و دو جهان هم چنان صدف      دانم به کعبه دارد حریم علی شرف

ای دل بگو به لیلی و مجنون ادب کنید      مجنون جهان و لیلی لیلا شه نجف

و بحبکم و بقربکم ارجو نجاةً من الله       علی علی علی علی ، علی حیدر

عمری گدای کوی امیر ولایتم       با ذکر یا علی همه دم در عبادتم

تا زنده ام ز زیر لوایش نمیروم       تا وقت مردنم کند آقا شفاعتم

و بحبکم و بقربکم ارجو نجاةً من الله       علی علی علی علی ، علی حیدر

ترك009

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج محمود كريمي

ای وای آقام ای وای        بی سر آقام ای وای ، ای وای آقام

کجا بودی ای عمو جان قاتلت با من همسفر شد        کجا بودی ای عمو جان قصۀ سیلی تازه تر شد

کجا بودی ای عمو جان عشقت از روی ناقه افتاد      کجا بودی ای عمو جان خواهرم در ویرانه جان داد

کجا بودی ای عمو جان درد دل ها درمون نداره       کجا بودی ای عمو جان زانوی عمه جون نداره

کجا بودی ای عمو جان شد لباس من پاره پاره       کجا بودی ای عمو جان دست دشمن بود گاهواره

ای وای آقام ای وای

ای حرمت قبلۀ حاجات ما       یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمی       دست علی ماه بنی هاشمی

هر که به هر درد و غمی شد دچار        گوید اگر یک صد و سی و سه بار

ای علم افراشته در عالمین      اکشف یا کاشف کرب الحسین

تشنه اگر آمده آبش دهی      از کرم و لطف کمالش دهی

ای وای آقام ای وای تشنه آقام ای وای        ای وای آقام ای وای ، تشنه آقام ای وای

 

چار امامي كه تو را ديده اند       دست علمگير تو را بوسيده اند

طفل بدي مادر نيكو سير      برد تو را ساحت قدس پدر

چشم علی تا که دو دست تو دید     بوسه زد و اشک ز چشمش چکید

با لب آغشته به زهر جفا      بوسه زده دست تو را مجتبی

دید چو در کرببلا شاه دین       دست تو افتاده به روی زمین

خم شد و بگذاشت سر دیده اش     بوسه بزد با لب خشکیده اش

حضرت سجاد همان دست پاک     بوسه زد  و كرد نهان زیر خاک

ای وای آقام ای وای آقام

ترك010

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج محمد طاهري

کبوتر پر بسته ، نیمه جون و دلخسته      یه گوشۀ خرابه منتظر نشسته

خدا می دونه چقدر دلش تنگه      اسیر این آدمای صد رنگه

با سیلی و تازیونه می جنگه      چقد دلش تنگه

بابا حسینم بابا حسین جانم

یتیمی که گریونه همیشه پریشونه      دلش می خواد بعد بابا زنده نمونه

رو پای عمه بهونه می گیره     می دونه آخر همین جا می میره

موهاش سفیده شکسته و پیره      وقتی عمو نیست تو خرابه ها می خوابه

بی قرار و بی تابه زیر نور مهتابه       دیگه نفسهاش ضعیف و کم جونه

میون چشماش ستاره بارونه      شبیه بابا لباش پر از خونه

بابا حسینم ، بابا حسین جانم

 

ترك011

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

كربلايي حسين سيب سرخي

رفتی پدر کوفه دگر بعد شما صفا نداره      رفتی پدر کوفه دگر بعد شما صفا نداره

دنیا بدون تو به اهل بیت وفا نداره     زینب دلگیرم ، از زمونه سیرم ، بعد از تو من می میرم

چشمام پر زخونه –اشکم فراوونه –دخترت روضه خونه

یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

این خانه بعد از تو پدر ماتم سرای دخترت شد         دیگر زمانه وصل تو با محسن و با دلبرت شد

گو از جانب من –بر مادر پیغامی –رسان بر او سلامی

این دل غرق ناله       دخترت بی حاله     زینب بی پر و باله

یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

از کربلا گفتی پدر دل تا سحر روضه می خونه     ترسم از آن روزی که دلدارم حسین تشنه بمونه

حسینم غریبه       بی کس و حبیبه       کربلا غم نصیبه

خواب خنجر دیده       بر نیزه سر دیده        رأس بی معجر دیده

یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

مي لرزه بر خواب و بگوید خواهرت غرق عذابه      ناموس حق جایش مگر در مجلس بزم و شرابه

رقیم عزیزه      چرا اشک می ریزه      کی گفته اون کنیزه

بر روی ریحانه        دشمن وحشیانه       می زد با تازیانه

یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

کربلا خسته شدم بنگر که من چشم انتظارم       با من بگو جان حسین آخر مگر من دل ندارم

خاکت آبرومه       با تو دل آرومه شش      گوشه آرزومه

در دامت اسیرم      از عشقت زنجیرم      دور از تو من می میرم کربلا کربلا

ترك012

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج مهدي سلحشور

نخلای کوفه می دونن ، علی چقدر ناله داره       شبا می بینن که میاد سر روی نخلا می ذاره

وا غربتا

سر می بره میون چاه      از همه غصه هاش می گه       از کوفه و مدینه از       همسر با وفاش میگه

چند شبه آقام نمیاد      دیگه به چاه سر بزنه       با قطره قطره اشک او     صداش تو چاه پر بزنه

خداکنه بابام بیاد      نخلا همه منتظرند        با روضه های هر شبش     سر روی خاکا بذارند

امشب نمی دونم چرا        از تو کوفه صدا میاد      صدای سوز و ناله و      گریۀ بچه ها میاد

ببین تو خونۀ علی      یه عالمه درد وغمه       کار دو چشم بچه هاش       اشک و عزا و ماتمه

زینب و کلثوم و حسن        اشک غریبی می بارن      حسین و عباس ، دو تایی     سر روی دیوار می ذارن

وا غربتا

ترك013

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حیدر ، یا حیدر

به تولّای مرتضی ، گل ما را سرشتند       از ازل بر طالع ما علی مولا نوشتند

حور و ملک کلّ فلک همه در بند حيدر       سيدتی یا فاطمه شده سربند حیدر

علی علی علی

اوج معراج فرشیان ،طرفة العین حیدر       سرمۀ چشم عرشیان ، خاک نعلین حیدر

پناه هر طفل یتیم شده آغوش حیدر      کسیکه نان گریه کن پینۀ دوش حیدر

هل اتی آفریدۀ برق انگشتر تو      شده میراب نخل دین ، خون فرق سر تو

ای که زده از لب تو گل غربت شکوفه       پر شده از درد دلت سینۀ چاه کوفه

علی علی علی

عرش ایزد مشتری گرد خاک مزارت       تیغ یل های عالمین نوکر ذوالفقارت

برده دل از دل بهشت صحن ایوان طلایی       تا نگیرم اذن نجف نمی شم کربلایی

ترك014

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

پای عشقت ای امیر کربلایی     همیشه خدا می دونه دل می بازم

توی هیئتا به عشق تو  امیرم      گوشۀ دلم یک شش گوشه می سازم

تا نفس میاد از این سینه      می خونم روضه برای تو

دوست دارم یه روز بمیرم من      توی خاک کربلای تو

حسین تو عزیز زهرایی      تو امیر دلهایی ، کشتۀ کرببلایی

تا که هر جا می بینم خیمۀ ماتم       برای شما پیرهن سیاه می پوشم

توی هیئتا فقط دلخوشیم اینه       ریزه خوار ساقی علم به دوشم

می خورم قسم به عشق تو      مثل مشک آب صد پاره

همیشه تا که نفس دارم        دل من وقف علمداره

حسین تو عزیز زهرایی       تو امیر دلهایی ، کشتۀ کرببلایی

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا       بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنۀ آب فراتم ای اجل مهلت بده      تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین       دست وپامی زد حسین زینب صدامی زد حسین

ترك015

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

 

یواش یواش رو قلبم اومدی پا گذاشتی       با صد کرشمه و ناز عشقت رو جا گذاشتی

جنون عاشقی رو من که بلد نبودم      امّا تو لطف نمودی گذاشتی تو وجودم

کم کم جنون عشقت وارد زندگیم شد      صفای دلبریات موجب بندگی ام شد

تو عاشقی سوزوندیم ، آتیش زدی به جونم       طوری شدیم که بی تو نمی تونم بمونم

خوب می دونم بدم من قدر تو رو نداشتم      تموم زندگیم و آقا به پات گذاشتم

آقا قسم به زهرا ، یه بار دیگه دعام کن        دل تو خونه اما یه بار دیگه نگام کن

حالا بیا به خونه موهام و کن تو شونه       مرو مادر مرو مادر

شب جمعه طائرۀ جنان دور شش گوشه است     فاطمه به سینه و سر زنان دور شش گوشه است

منو ببر کربلا حسین ، منو ببر بین الحرمین        جبریل می گه خدا هم الان دور شش گوشه است

تو دو عالم تویی رشكم ،ای شکوفه های اشکم         می بینم توی خیالم راهی میدون مشکم

ذکر یا حسین توي هیئتا شد عبادتم       وقتی گریه می کنم انگاری بین جنتم

من از فردای خود ترسی ندارم      که بر سینه نشانی از تو دارم

و لیکن گر تو خواهی من بسوزم       میان شعله هم پا می گذارم

حسین

تو رو دیدم رو نیزه ، سر نیزه تو بودی        تو رو دیدم به صحرا شکسته پر تو بودی

تو رو دیدم به محمل ، سر عریان تو بودی           تو رو دیدم به محمل شکسته سر تو بودی

یا زینب

دل من زیر پای ارباب است        سر من در هوای ارباب است

و من الماء کل شیء حی      اشک در روضه های ارباب است

وحده لا شریک الا هو    آخرین نغمه های ارباب است

و یدالله فوق ایدیهم     دست مشکل گشای ارباب

پایتخت حکومت مهدی     به خدا کربلای ارباب است

گوش کن بر این نوای غریب     اين طنین صدای ارباب است

مادرش دم گرفته سینه بزن      سینه زنها عزای ارباب است

رو نیزه چراغ گمشدگان    سر از تن جدای ارباب است

بندۀ عشق ز ينبی بودن     انتظار خدای ارباب است

ترك016

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

تا خدا خداست ، دلبری کار شاه کربلاست        اسم یا حسین حسابش از همه اسمها جداست

از همون کودکی با یک نگاهش      من شدم غلام غلام سیاهش

جیره خوار چشم مستش

مادرش فاطمه سینه زنم کرد       لباس نوکریش رو برتنم کرد

دستم و گذاشت تو دستش      حسین  وای

تا نفس دارم پای عشق تو کم نمی ذارم         جونم و بگیر ولی دست از تو بر نمی دارم

دلمو پای بیرق تو بستم       هر جایی اسمی از تو باشه هستم

من همونم اون دیونه

آقاجون می دونی که سینه چاکم      واسه عشق تو راس راسی هلاکم

این خط هم این هم نشونه       حسین

یل کربلا ، می خوامت تورو بیشتر از چشام       هر جایی می رم به همه می گم که تویی آقام

تو امید همه مشکل گشایی       اسدالحیدر کرببلایی

دل من شده به تو وصل

پسر حضرت ام البنینی      تو باب الحوائج روی زمینی

اسم تو می گن ابوالفضل

یل کرببلا ، علمدار حسین

ترك017

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج مهدي سلحشور

مردم کوفه بگید معنی گریه تون چیه      معنی ناله های زمین و آسمون چیه

یتیمای شهرتونیم و یه گم کرده داریم      چند شبه نیومده ، دلواپسيم بیقراريم

اسمشو نمی دونیم ،به ما می گفت كه بچه ها       اسم من هر چی باشه فقط به من بگید بابا

 

امیرالمؤمنین ، حیدر حیدر مدد

شبا وقتی میومد خرابه با صفا می شد       واسمون بابا می شد ، دوای درد ما می شد

اون با دستای خودش غذا می داد به ما همه       وقتی که سیر می شدیم ، قصه می گفت برا همه

بسکه با عاطفه بود ، تشنۀ دیدنش بودیم       همه مون عاشق لحن قصه گفتنش بودیم

قصۀ پهلوون پهلوونا رو اون می گفت       سرشو بالا می کرد ، به سمت آسمون می گفت

یه روزی یه پهلوونی تو مدینه خونه داشت       از غم و غصه ولی هزار هزار نشونه داشت

وقتی که آدم بدا ، پهلوون و تنها دیدند       دستاشو بستند و خونشو به آتیش کشیدند

همیشه تو قصّّه هاش حس غریبونه ای داشت       بعد قصه دلشو تو شهر غصه جا می ذاشت

حالا چند شبه نیومده به ما سر بزنه      خونۀ دلامون رو یکی یکی در بزنه

امیرالمؤمنین حیدر حیدر مدد

ترك018

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج محمود كريمي

 

ای تو روشن ترین ستاره ، قمر نسل آفتابی        تو شب شام تشنه کامان در پی وصل آفتابی

بر عالم سایۀ پرچم تو ، دل شد شهید غم تو       شد تشنۀ شبنم تو

از داغ عشق تو مرده منم ، تا مردنم سینه زنم      ا زغصۀ ماتم تو

ابوالفضل

منم که تا قیامت گدای تو می مونم        تا وقتی که نفس هست ، از عشق تو می خونم

عشق منی ( ابوالفضل ) آقا بی چارتم ( ابوالفضل )      آقا تو کوچه ها ( ابوالفضل ) آقا آوارتم ( ابوالفضل )

ابالفضل

زنده ام ولی بدون که از عشق تو هلاکم        روزی که بی تو باشم ، انگار که زیر خاکم

جان منی ( ابوالفضل ) دیوونتم ( ابوالفضل )        آقا آوارۀ ( ابوالفضل ) آقا میخونتم ( ابوالفضل )

ابالفضل

تو اوج ناامیدی ، عشق تو تکیه گاهم       دست منو می گیری وقتی که بی پناهم

روزی نیاد که سایه ات روی سرم نباشه      روزی نیاد که دستم از دامنت جدا شه

دلم برات ( ابوالفضل ) آقا پر می زنه ( ابوالفضل )         آقا به سینه و ( ابوالفضل ) سر می زنه ( ابوالفضل )

آقاکاشکی شم ( ابوالفضل ) آقا فدای تو ( ابوالفضل)         کاش بمیرم ( ابوالفضل ) آقا برای تو ( ابوالفضل )

آقام ابالفضل

امید آخر من عباس امیر لشکر من عباس        ساحل امن اهل خیمه ، پناه خواهر من عباس

ماه شب تار منی تو بهترین یار منی       پر از امید سپاه من تا که سپهدار منی

ای بهترین یارم ابالفضل ماه شب تارم ابالفضل           تویی علمدارم ابالفضل

عباس علمدار ، حسین حسین

کلید قفل راز عشقی –تویی که یکه تاز عشقی        کنار علقمه می میری –تو ستون نماز عشقی

منتظرند ، چشم ترم ، در التهاب اهل حرم        داده رباب ، به جای تو ، وعدۀ آب به اصغرم

ای آیه عزت ابوالفضل       ای سایۀ عزّت ابوالفضل     ای مایۀ عزّت ابوالفضل

عباس علمدار ، حسین حسین

میشه خدا رو حس کرد تو چشای ابوالفضل        عالم آروم می گیره تو دستای ابوالفضل

ترك019

بيست وسوم ماه مبارك رمضان

حاج محمد طاهري

بدون عشقت کارم تمومه        نفس کشیدن بی تو حرومه

بعد یه عمری گدایی         شب جمعم یادم نمیره

هر دلی شد کربلایی عاقبت از غمت می میره

بدون عشقت

دلی که بی قراره    تو آسمون کربلا     پر در میاره    گاهی میره تو خیمه ها   می بینه که بچه ها     کنار یه گهواره

باچشمای پر ستاره    کنار یه گهواره    یه مادری زبون گرفته    چرا مادر نمی خوابی    گمونم تشنه آبی      لالایی اصغرم لای لای

بدون عشقت

دلی که بی قراره      تو آسمون کربلا        پر در میاره      گاهی میره تو میدون       می بینه یه بابای پریشون     کنار گل پرپرش    اکبرش     زمین گیره

 دیگه از زندگی سیره      داره از غصه می میره      زبون می گیره      صدا می زنه    جوانان بنی هاشم بیایید    علی را بر در خیمه رسانید

دلی که بی قراره    تو آسمون کربلا     پر در میاره     گاهی میره به علقمه     حس می کنه میاد صدای فاطمه     فرشته های نوحه خون ، تو آسمون دم می گیرند

سقّای دشت کربلا ، ابالفضل    دستش شده ازتن جدا ابالفضل

بدون عشقت

رو تلّ زینبیه   حال یه خواهر چه زاره  دلی که بی قراره     لا به لای تیرو نیزه     بال و پرش خونی می شه    پیش نگاه مادرش      جلوی چشمای مضطرش       یکی داره قربونی میشه

این کشتۀ فتاده به هامون حسین توست       این صید دست و پا زده در خون حسین توست

حسین    عبدالله دخیلك ابالفضل

 

 

 

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

http://yas135.com/fa/images/banners/yas135.ir_a42.jpg

اوقات شرعی



تقویم شمسی

دریافت کد حمایت

لبیلبیلب

اعضا : 918
محتوا : 6953
بازدیدکنندگان : 6689357
ما 90 مهمان آنلاین داریم