زندگی نامه : هـــانی بــن عـــروه * مشاهده در قالب PDF  Array چاپ Array
شنبه, 29 مهر 1391 ساعت 11:07

زندگی نامه : هـــانی بــن عـــروه *




هـــانی بــن عـــروه

او به مقام زيارت و صحبت پيامبر عظيم الشأن (صلي الله عليه وآله) مشرف شده و جزء قاريان و بزرگان پيرو مكتب اهل بيت(عليهم السلام) به حساب مي‌آمد. هاني همچنين در سه جنگ جمل، صفين و نهروان در ركاب حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) جنگيده بود.هاني بن عروه علاوه بر خصوصيات بارز شخصي، از مقام و جايگاه والايي ميان كوفيان، مخصوصاً در قبيله «مراد» برخوردار بود و رهبري آنان را برعهده داشت. تا آن جا كه مي گويند، هنگامي كه قصد رفتن به جايي را داشت، چهار هزار سواره و هشت هزار پياده در ركاب او حاضر بودند. و زماني كه هم پيمانان خود را از قبيله «كنده» فرا مي خواند، سي هزار مرد زره پوش به سوي او حركت مي كردند


مركز هدايت انقلاب

پس از آمدن عبيدالله بن زياد به كوفه، مسلم بن عقيل ديگر حضورش را در خانه مختار به صلاح نديد و به منزل هاني بن عروه رفت. پس از آن هاني‌، مسلم را به اندروني منزل برد و جايي را به او اختصاص دادمسلم در آن جا به كمك هاني به ادامه فعاليت هاي خود در راستاي حضور امام حسين(عليه السلام) در كوفه پرداخت و به پي ريزي مقدمات انقلاب ايشان همت گمارد. تا آن جا كه در خانه هاني و به طور پنهاني و در حالي كه عبيدالله بي خبر بود، حدود بيست و پنج هزار نفر از كوفيان، براي ياري امام حسين(عليه السلام) با مسلم بيعت كردند.
در زمان حضور مسلم در خانه هاني، شريك بن اعور، نيز در آن جا و در كنار مسلم مهمان هاني بود. در همان زمان، شريك بن اعور بيمار شد و در بستر افتاد، از اين رو ابن زياد به او پيغام داد كه در آن شب براي عيادتش، به خانه هاني خواهد آمد ـ با اين كه شريك بن اعور از بزرگان و ثابت قدمان شيعه بود ولي نزد ابن زياد و حاكمان ديگر مورد احترام بود ـ .در آن زمان شريك بن اعور با مسلم نقشه كشيدند كه در اين فرصت به دست آمده عبيدالله را به قتل برسانند. به اين ترتيب كه مسلم در گوشه اي از اتاق پنهان شود و با ورود عبيدالله به داخل اتاق، پس از شنيدن علامت شريك، به سمت عبيدالله حمله كرده، او را از پاي درآورد.
شب هنگام، زماني كه عبيدالله به عيادت شريك آمد. مسلم برخاست تا برنامه خود را اجرا كند، اما از انجام آن منصرف شد، شريك كه تاخير مسلم را در انجام قرارشان ديد، شعري را كه تلويحاً او را براي انجام عملش تشويق مي كرد، تكرار نمود. ابن زياد گفت: او هذيان نمي گويد. هاني گفت: خدا تو را قرين صلاح كند! از سحرگاه تاكنون كارش همين است.
زماني كه ابن زياد رفت. شريك به مسلم گفت: چرا خونش را نريختي؟ مسلم پاسخ داد: به دو علت، يكي اين كه هاني خوش نداشت كه او در خانه اش كشته شود و ديگر اين كه ... سخن پيامبر را به ياد آوردم كه فرمود: مؤمن غافلگيرانه نمي‌كشد.
 

 

 

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

http://yas135.com/fa/images/banners/yas135.ir_a42.jpg

http://basijmadahan.ir/sites/default/files/node_images/hosiniye_shohada_basij.jpg

اوقات شرعی



تقویم شمسی

دریافت کد حمایت

لبیلبیلب

اعضا : 943
محتوا : 7048
بازدیدکنندگان : 6860181
ما 55 مهمان آنلاین داریم